حركت كند .
دهم . پرچم دهم را به « سويد بن مقرن » داد و به او دستور داد كه به سوى قبيلهء تهامه يمن حركت كند .
يازدهم . و بالاخره پرچم يازدهم را به « علاء بن حضرمى » داد و او را مأمور نمود كه به بحرين حركت كند .
اين فرماندهان يازدهگانه با گروه و سربازانشان در « ذى القصه » از هم جدا گرديدند و هر يك با لشكريانش به سوى محل مأموريت خويش حركت نمودند .
ابو بكر ، علاوه بر فرمان اعزام و منشور جنگ ، فرمان نامههايى هم به دست فرماندهانش داد و به تمام عشاير و قبايلى كه از اسلام برگشته بودند و به سوى آنان لشكركشى و اعزام سپاه مىنمود ، نامهاى نوشت و آنان را از عواقب وخيم اين ارتداد و سركشى بر حذر داشته ، و به سازش و آرامش ، و پيروى از حكومت خود دعوت نمود .
متن نامهها
سيف داستان « ذى القصه » را با خبر ديگرى كه از عبيد الله بن سعيد نقل كرده است ، بدين گونه پايان مىدهد .
ابو بكر در موقع اعزام سپاه به سوى قبايل سركش عرب ، نامهاى هم به آنان فرستاد كه متن تمام نامهها چنين بود :
بسم الله الرّحمن الرّحيم
از ابو بكر جانشين پيامبر ( ص ) به هر كس كه نامهء من به او برسد ، از خواص مردم يا عوام آنها ، آنان كه بر اسلام خود ثابت ماندهاند و آنان كه از اسلام برگشته و مرتد شدهاند .
درود بر آنان كه از راه راست پيروى كنند . . .
پس از آن كه اين نامهء طبرى به مقدار دو صفحه به درازا كشيده در آخر چنين نوشته است :
من فلانى را با عدّهاى از مهاجرين و انصار و از تابعينشان به سوى شما گسيل داشته و به او دستور دادم كه با كسى نجنگد و احدى را نكشد مگر اين كه نخست به سوى خدا