و آيا كسى مىتواند با مطالعهء اين حوادث ساختگى در سوء قصد سيف نسبت به اسلام شك و ترديد به خود راه دهد ؟
و آيا سيف در ساختن اين دروغها به جز كفر و زندقهاى كه دانشمندان به او نسبت مىدهند ، انگيزهء ديگرى داشته است ؟
شگفت انگيزتر اينكه : آيا اين همه دروغ و افتراهاى سيف با امام مورخين طبرى و علامهء ايشان ابن اثير و پرگوى ايشان ابن كثير و فيلسوف مورخان ابن خلدون و دهها مورخ ديگر مانند ابن عبدالبر ، ابن عساكر ، ذهبى و ابن حجر روشن نبوده است ؟ كه بدون بررسى و تحقيق آنها را در كتابهايشان وارد ساختهاند .
به طور قطع و يقين مىتوان گفت كه همهء آنان سيف را مىشناختند و با كفر و زندقه و با هدفهاى فاسد و پليد وى آشنايى داشتند ، زيرا همان مورخاناند كه او را دروغگو و شايعهساز معرفى كرده و كافر و زيديق معرفيش نمودهاند ولى با اين حال چرا روايات او را گرفته مانند شير و شكر به جان هم درآميختهاند ؟ و واقعاً جاى حيرت و تعجب است ، و دقت و تفكر در اين مورد بس سرسام آور .
ما در جنگ « ذات السلاسل » گفتار طبرى ، ابن اثير ، و ابن خلدون را آورديم كه آنان مىگويند گفتارسيف در بارهء اين جنگ مخالف حقيقتى است كه اهل تاريخ و سيره در اين مورد آوردهاند ، بنا بر اين همه اين تاريخنويسان از دروغ و زندقهء سيف اطلاع داشتند و با اطلاع و آگاهى به روايات وى اعتماد نموده و به تقل دروغهاى وى پرداخته و در اين اعتماد به دروغ هم انگيزهاى داشتهاند و انگيزهء آنان بر اين عمل استوار ساخته و دروغهاى خود را با نشر فضايل و مناقب آنان آرايش بخشيده است ، از اين جا است كه علماء و مورخان با توجه به دروغ بودن اين جريانات و حوادث در نشر آنها تلاش و فعاليت نموده و در ترويج آنها سعى و كوشش به خرج دادهاند .
مثلًا سيف در فتوح عراق ، دروغهاى خود را در زير پوششى از نشر مناقب خالد بن وليد قرار داد ، در جنگ اليس تخريب شهر امغيشيا را در بارهء وى چنين آورده است :
ابو بكر گفت : « اى گروه قريش ! شير شما به شير ديگرى حمله نمود و طعمهء او را از دستش در ربود ، زنان عالم از آوردن مانند خالد عقيماند . »
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 464
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٤٦٤