مىزند تا آن كه تعداد كشته شدگان در اين جنگ به هفتاد هزار تن مىرسد . و آنگاه شهر « امغيشيا » را ويران مىكند .
و در جنگ حيره ، لشكر « آزادبه » را از بين مىبرد .
و در جنگ « حصيد » قعقاع بن عمرو به كشت و كشتار بزرگ و وحشتانگيزى دست مىزند و مردم « مصيخ » كه در حالت خواب و از همه جا بى خبر بودند از سه طرف مورد حمله و هجوم مسلمانان قرار مىگيرند و آنقدر كشته مىشوند كه همه جا از اجساد كشته شدگان پر و مانند لاشههاى گوسفندان به روى هم مىافتند .
باز بنا به گفتهء سيف به « ثنى » برمىگردند و از سه طرف به مردم آن جا حمله مىكنند و همه آنان را از دم شمشير مىگذرانند حتى يك تن از آنان نمىتوانند از مرگ و شمشير مسلمانان رهايى يابد و جريان را به عشاير و قبايل خويش برساند .
باز به نقل سيف مسلمانان از سه طرف به مردم « زميل » حمله سختى مىبرند و كشت وكشتار شديدى كه مانند آن در جنگهاى پيشين ديده نشده بود به راه مىاندازند ، زيرا در اين جنگ نيز خالد بن وليد سوگند ياد كرده بود كه به آنان شبيخون زند و همهء آنها را از بين ببرد .
باز خالد دستور مىدهد كه پس از شكست مردم « فراض » به آنان سختگيرى كنند لذا سواران مسلمانان آنان را دسته دسته مىآورند و در يك جا جمع مىكردند و سپس همه را گردن مىزدند و به قتل رساندند و تعداد كشته شدگان اين جنگ به صد هزار نفر بالغ مىگرديد .
اين است فتوحات و جنگهايى كه سيف براى اسلام و مسلمانان مىسرايد ، كدام انسان است كه از شنيدن اين فجايع مو بر بدنش راست نگردد ؟ مگر جنايات و خونريزىهاى لشكر مغول و تاتار و ديگر غارتگران و چپاولگران تاريخ بيش از اين بوده است كه در فتوحات موهوم آمده و در اين سلسله روايات تاريخى منعكس گرديده ؟
آيا جا ندارد كه دشمنان اسلام همين تاريخهاى ساختگى را در لباس وقايع تاريخى انتشار داده و به صورت حربهاى عليه اسلام به كار برند و بگويند اسلام به زور شمشير پيش رفته است ؟
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 463
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٤٦٣