پيمانى بسته بودند كه انصار مىخواستند آن پيمان را بشكنند .
سپس در روايت ديگرى كه سيف دربارهء لشكر اسامه نقل مىكند و ما آن پيش از اين تاريخ طبرى و تاريخ ابن عساكر نقل كرديم ، كه مىگويد :
« چون خبر وفات رسول خدا ( ص ) به اردوگاه رسيد ، اسامه عمر را به نزد خليفهء رسول خدا ( ص ) ابو بكر فرستاد . . . » .
از اين روايت چنين استنباط مىشود كه پيمان مردم با رسول خدا ( ص ) در بارهء خلافت ابو بكر بوده است !
سيف از اين مهارت و تردستىها در نقل جريان سقيفه بسيار دارد .
وقايع سقيفه ، از مواردى است كه در آن حقيقت به راستى از مسير اصلى خود كاملًا منحرف گشته است . سيف نخواسته است اين امانت تاريخى را بدون خيانت در آن ، تحويل ديگران بدهد . همهء رواياتى كه در جريان سقيفه نقل كرده ، بر خلاف واقع و عارى از حقيقت است . دانستن جريان واقعى سقيفه و بيعت با ابو بكر ، گذشته از اين كه دروغپردازى سيف را كاملًا فاش مىسازد ، نقش بسيار مهمّى در روشن شدن حقايق تاريخى مربوط به سقيفه تا زمان معاويه بازى مىكند .
بنا بر اين لازم مىدانيم كه اوّلا : واقعهء سقيفه را بطور كامل و با استناد به روايات مورد اعتماد و كتب معتبر علما و دانشمندان اهل سنّت و جماعت نقل كنيم ، سپس روايتهايى را كه سيف در اين باره نقل كرده مورد رسيدگى قرار دهيم .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 90
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٩٠