تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
آزاد كامل يافت . در غزوهء خندق و غزوه‌هاى بعدى حضور داشت . در زمان عمر فرمانرواى مدائن گرديد ، اواخر خلافت عمر يا اوايل خلافت عثمان وفات يافت ، و در همان جا به خاك سپرده شد . « 1 » 16 . سلمة بن سلامة : كنيه‌اش ابو عوف و از قبيلهء عبد الاشهل ، از انصار بود . مادرش سلمى از زنان انصار و دختر سلمة بن خالد بود . در غزوهء بدر و ديگر غزوات پيغمبر ( ص ) حضور داشت و در سال چهارده در واقعهء « جسر » ابى عبيد كشته شد . « 2 » 17 . صالح : او آزاد كردهء پيغمبر ( ص ) و نام‌اش شقران بود و در غزوهء بدر حضور داشت . « 3 » 18 . طلحة بن عبيد الله : ابو محمّد طلحة بن عبيد الله قرشى تيمى ، عمو زادهء خليفهء اوّل ابو بكر . مادرش صعبه دختر حضرمى از اهل يمن بود ، در غزوهء احد شركت كرد و در همين جنگ انگشت‌اش آسيب ديد و فلج شد . رسول خدا او را با زبير برادر كرده بود . وى از افرادى بود كه مردم را شديداً عليه عثمان مىشورانيد و چون عثمان كشته شد ، در بيعت على ( ع ) پيش‌دستى كرد و پس از بيعت ، به عنوان خون‌خواهى عثمان به بصره رفت . در روز جمل مروان بن حكم او را ديد و گفت : پس از اين روز به خون‌خواهى بر نخواهيم خاست پس تيرى به جانب او رها كرد و وى را كشت . « 4 » 19 . عبادة بن صامت : ابو الوليد عبادة بن صامت انصارى ، مادرش قرة العين دختر عبادة بن فضلة العجلان بود . عباده از بزرگان قبيلهء خويش بود ، در غزوهء بدر حضور داشت و در تمام جنگ‌هاى رسول خدا ( ص ) حاضر بود ، عمر او را به فلسطين فرستاد تا اهالى آن جا را قرآن بياموزد و مسائل دين را به آنان ياد دهد . عباد را با معاويه داستان‌هايى است ، مطالبى را بر معاويه خرده مىگرفت و در پاره‌اى
هامش
( 1 ) . استيعاب ، ج 2 ، ص 53 - 59 و اسد الغابه ، ج 2 ، ص 336 و اصابه ، ج 2 ، ص 60 . ( 2 ) . استيعاب ، ج 2 ، ص 83 و اسد الغابه ، ج 2 ، ص 328 و اصابه ، ج 2 ، ص 61 . ( 3 ) . استيعاب ، ج 2 ، ص 161 و اسد الغابه ، ج 3 ، ص 10 و اصابه ، ج 2 ، ص 150 . ( 4 ) . رجوع شود به طبقات ابن سعد ، ج 3 / ق 1 / ص 156 و 159 و استيعاب و اسد الغابه ، ج 3 ، ص 59 و اصابه ، ج 3 ، ص 293 ، ق 1 از حرف - ط - و مسعودى در مروج الذهب ، ج 2 ، ص 11 و تهذيب ابن عساكر ، ج 7 ، ص 84 و تاريخ ابن كثير ، ج 7 ، ص 247 و انساب الاشراف بلاذرى ، ج 5 ، ص 44 - 90 و الرياض النضرة ، ج 2 ، ص 258 و العقد الفريد ، ج 3 ، ص 92 و 96 و 98 و 109 .