او را فرمانرواى كوفه نمود . در زمان معاويه نيز دوباره به فرمانروايى كوفه منصوب شد و در همان منصب بود تا سال 50 ه - . كه در گذشت ، گويند 300 و به قولى هزار زن گرفته بود . « 1 »
29 . مقداد بن اسود : وى از قبيلهء كنده است و فرزند عمرو بن ثعلبهء بهرانى است . گويند در ميان قبيلهء خود متّهم به قتل شد و به قبيلهء كنده مهاجرت كرد و با آن قبيله همپيمان شد . چيزى نگذشت كه نزاعى ميان او و يك نفر از قبيلهء كنده در گرفت . مقداد شمشيرى به پاى مرد كندى زد و به مكّه فرار كرد و با اسود بن عبد يغوث زهرى پيمان دوستى بست . اسود وى را به فرزندى قبول كرد ، از اين جهت او را مقداد بن اسود مىخواندند . مقداد از سابقين در اسلام بود نخست به حبشه هجرت نمود و پس از آن به مدينه رفت .
در مدينه چون آيه نازل شد كه هر كس را به نام پدرش بخوانند او را نيز ، مقداد بن عمرو خواندند . رسول خدا فرمود : خداوند مرا به دوستى چهار نفر از يارانم امر فرموده و خبر داده است كه آنان را دوست دارد .
پرسيده شد : آن چهار نفر چه كسانى هستند ؟
فرمود : على ، مقداد ، سلمان و ابوذر . مقداد در سال 33 ه - . وفات كرد و در بقيع دفن شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . رجوع شود به استيعاب ، ج 3 ، ص 368 و اسد الغابه ، ج 4 ، ص 409 و اصابه ، ج 3 ، ص 432 .
( 2 ) . رجوع شود به استيعاب ، ج 3 ، ص 453 و اسد الغابه ، ج 4 ، ص 409 و اصابه ، ج 3 ، ص 433 - 434 .