تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
دارى كه فرمود : با على جنگ خواهى كرد و ستمگر تو باشى ؟ زبير چون اين بشنيد از جنگ دست كشيده باز گشت . عمرو بن جرموز تميمى ، او را دنبال كرد و غفلتاً كشت . اين واقعه در سال 36 ه - . اتّفاق افتاد و زبير در آن وقت 66 يا 67 سال داشت . « 1 » 12 . زياد بن لبيد : او از قبيلهء بنى بياضه مىباشد و در شمارهء مهاجرين و انصار هر دو به شمار مىآيد ، چه ، هنگامى كه رسول خدا ( ص ) در مكّه بود به خدمت‌اش شتافت و ملازم وى بود تا با آن حضرت به مدينه هجرت كرد ، در بيعت عقبه و غزوهء بدر و غزوه‌هاى بعدى حضور داشت و در آغاز خلافت معاويه وفات كرد . « 2 » 13 . زيد بن ثابت انصارى : وى انصارى از قبيلهء بنى نجار بود ، روز بدر به واسطهء كمى سن‌ّاش رسول خدا او را جزء افراد لشكر نپذيرفت ، ولى در جنگ‌هاى بعدى شركت كرد . عمر و عثمان هر گاه از مدينه بيرون مىرفتند او را جانشين خود معرّفى مىنمودند ، وى از طرفداران سرسخت عثمان بود و در هيچ يك از جنگ‌هاى على ( ع ) حاضر نگشت . سال وفات‌اش معلوم نيست . « 3 » 14 . سالم بن عبيد اشجعى : او از اهل صفه بود كه در آخر عمرش ، در كوفه ساكن شد . « 4 » 15 . سلمان فارسى : كنيه‌اش ابو عبد الله بود . از اهالى اصفهان و يا رام‌هرمز بود . مشهور است كه عمر طولانى كرده و توفيق هم‌صحبتى با بعضى از اوصياى حضرت عيسى نصيب‌اش گرديده بود و در پيشامدى اسير شد و در مدينه او را به زنى يهودى فروختند . سلمان در ملك آن زن خود را خريده و آزاد ساخت و پس از انجام شرايط
هامش
( 1 ) . رجوع شود به طبرى و ابن اثير و در حوادث سال 36 ه - . و طبقات ابن سعد ، ج 3 : ق ، 1 / 77 و اصابه ، ج 3 : ق 1 / 7 از حرف - ز - و الصواعق المحرقه ، آخر باب هشت در بيان خلافت على ( ع ) و كنز العمال در ذكر جمل از كتاب فتن و العقد الفريد ، ج 3 ، ص 92 و 96 و 98 - 109 در ذكر جنگ جمل و مسند احمد ، ج 1 ، ص 165 و مروج الذهب ، ج 2 ، ص 5 - 11 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 54 - 159 و شرح ابن ابى الحديد بر النهج ، ج 1 ، ص 57 - 85 . ( 2 ) . استيعاب ، ج 1 ، ص 545 و اصابه ، ج 1 ، ص 540 . ( 3 ) . استيعاب ، ج 1 ، ص 532 و اصابه ، ج 1 ، ص 543 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 114 ؛ آن جا كه بيعت عثمان را مىنويسد . ( 4 ) . استيعاب ، ج 3 ، ص 70 و اسد الغابه ، ج 2 ، ص 247 و اصابه ، ج 2 ، ص 5 .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 327 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا