گواهان دروغين هم از عربهاى آورد و به همين مطلب شهادت دادند ، گويند كه اين شهادت اوّلين شهادتى بود كه در تاريخ اسلام به دروغ ادا شد . « 1 » به جز مورّخينى كه نام برديم ، مورّخين ديگرى نيز اين روايت را از رسول خدا ( ص ) نقل كردهاند ، مانند : ابن اثير در كتاب النهايه ؛ و حمّوى در معجم البلدان ، هر دو در لغت حوأب و زمخشرى در لغت « دبب » از كتاب الفائق ؛ ابن اطقطقه در الفخرى ، ص 78 از طبف مصر ؛ و زبيدى در لغت « حأب » ، ج 1 ، ص 195 و لغت دبب ج 1 ، ص 244 ؛ و مسند احمد ، ج 6 ، ص 52 - 97 ؛ و تاريخ اعثم ، ص 168 - 169 ؛ و سمعانى در انساب ، ترجمهء حوئبى ، و سيرهء حلبيّه ، ج 3 ، ص 320 - 321 و منتخب كنز ، ج 5 ، ص 444 - 445 .
نتيجهء ارزيابى و تطبيق
تمام كتب سير ، حديث و تاريخ متّفقاً نوشتهاند كه امّ المؤمنين عايشه تنها كسى است كه سگهاى حوأب را به صدا درآورد ، چنانچه رسول خدا ( ص ) قبل از اين خبر داده بود ، و اين خبر را يكى از علائم نبوّت دانستهاند .
فقط سيف در اين ميان به خاطر عدّهاى كه تشنهء افسانههاى ساختگى او هستند خواسته كه اين حقيقت تاريخى را تغيير دهد ، لذا امّ زُملى ساخته و اين جريان را به پاى او بسته است ، ولى خوشبختانه چون طبرى در اين قضيّه تنها به نقل روايت سيف اكتفا نكرده ، بلكه روايت عرنى ( صاحب شتر ) و زهرى را نيز در داستان جمل و بانگ زدن سگها را نقل كرده است ، لذا حقيقت قضيّه بر نويسندگان تاريخ كه از طبرى اخذ كردهاند و بر خوانندگان تاريخ طبرى پوشيده نمانده است . به عكس برخى ديگر از حقايق تاريخى كه طبرى در آن باره از غير سيف روايت نكرده است .
تا اين جا چند نمونه از افسانههاى فراوان سيف را در بارهء مرتدين دوران ابو بكر آورديم و قسمتهاى ديگر را براى جلد دوم همين كتاب « 2 » و كتاب « خمسون و مائة
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 55 و 56 .
( 2 ) . رجوع شود به بخش يكى ، ج 2 ، « روايات سيف اسلام را دين شمشير و خون معرّفى مىكند » و نيز رجوع شود به بخش آخر ج 2 ، پاياننامه .