تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
بلاذرى روايت كرده است كه عمر ، خالد و محمّد بن مسلمه را مأمور كرد تا سعد را بكشند . آنان نيز مأموريّت خود را انجام داده با دو تير سعد را ترور كرده به زندگىاش خاتمه دادند و پس از نقل اين جريان ، اين دو بيت را كه يكى از انصار در مرثيهء سعد سروده آورده است :
يقولون سعداً شقت الجن بطنه * الا ربما حققت فعلك بالغدر و ما ذنب سعد بعد أن بال قائما * و لكن سعداً لم يبايع ابا بكر
ترجمه : « مىگويند كه جنّيان شكم سعد را پاره كرده‌اند ، آگاه باش چه بسا كسانى كار خود را با نيرنگ انجام داده باشى . گناه سعد اين نبود كه ايستاده بول مىكرد ، ولى گناه‌اش اين بود كه با ابو بكر بيعت نكرد » . آرى طومار زندگى سعد بن عباده به اين ترتيب پيچيده شد ، ولى چون اين پيش آمد تاريخى براى مورّخين ناگوار بود ، جمعى از آنان اصلًا متعرض اين قضيّه نشدند ، « 1 » و جمعى هم سربسته نوشتند كه سعد بن عباده را جنّيان كشتند ، « 2 » ولى متأسّفانه اين راز تاريخى را بر ما آشكار نكردند كه چه سابقهء عداوتى ميان سعد و جنّيان بود ، و چرا جنّيان در ميان تمام صحابهء رسول اكرم ( ص ) ، فقط قلب سعد را آماج تير قرار دادند . به عقيدهء ما اگر بر اين داستان اضافه مىكردند كه چون سعد از بيعت سرپيچى كرد و اين عمل سعد در نظر صلحاء جن زشت و ناپسند بود ، و لذا او را با تيرى كه به قلب‌اش زدند كشتند ، داستان ساختگى آنها بهتر و كامل‌تر مىشد ! !
هامش
( 1 ) . مانند طبرى و ابن اثير و ابن كثير در تاريخ‌هاى خودشان . ( 2 ) . مانند محب الدّين طبرى در رياض النضرة و ابن عبد البر در استيعاب و مدارك نام‌بردهء زير ، تخلّف سعد را از بيعت ثبت كرده‌اند : 1 . ابن سعد در طبقات ، 2 . ابن قبيبه در الامامة و السياسة ، 3 . ابن جرير در تاريخ خود ، 4 . ابن عبد ربه در علعقد الفريد ، 5 . ابو بكر جوهرى بنا به روايت ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة ، 6 . مسعودر در مروج الذهب ، 7 . بن عبد البر در الاستيعاب ، 8 . ابن اثير در اسد الغابة ، 9 . على بن برهاين الدين در السيرة الحلبية ، 13 . ابو بكر جوهرى در السقيفه ، 14 . بلاذرى در انساب الاشراف .