( 1 ) به آنان مىگويم : بشارتتان باد ، من محمّدم پيامبرتان ، در دنيا چنان زيستيد كه گفتيد ، و آنگاه آنان را از حوض خود سيراب كنم ، در حالى كه سيراب و شادمانند به راه افتند و در بهشت در آيند و جاودانه در آن بخرامند .
گويند : و مردم را ذكر شهادت حسين عليه السّلام عادت شده بود و بزرگش شمرده رسيدن آن را چشم مىكشيدند .
در سال 60 هجرى كه معاوية بن ابى سفيان « 1 » هلاك گرديد ، فرزندش يزيد « 2 » بن معاوية بن ابى سفيان به امير مدينه وليد بن عتبة « 3 » نامه نوشت و فرمانش داد تا از مردم
هامش
( 1 ) - معاوية بن ابى سفيان صخر بن حرب بن اميّة بن عبد شمر بن عبد مناف ، مؤسس دولت اموى در شام است . در مكه متولّد شد و در فتح مكه مسلمان گرديد . در خلافت ابى بكر تحت امر برادرش فرماندهى سپاه يافت و در خلافت عمر والى اردن شد ، بعد عمر او را ولايت دمشق داد و در حكومت عثمان حكومت شامات را به دست آورد و واليان ساير شهرها تحت امر او بودند ، و بعد از قتل عثمان و حكومت على عليه السّلام ، على او را فورا از حكومت عزل فرمود . معاويه قبل از ابلاغ حكم به وى فرياد خونخواهى عثمان را سر داد و على را متهم به قتل عثمان نمود و آسياب جنگها به گردش در آمد . بهرهگيرى معاويه از حيله و مكر مشهور است ، هلاكتش 60 ه ، و وليعهدش يزيد بود .
تاريخ ابن اثير 4 / 2 ، تاريخ طبرى 6 / 180 ، البدء و التاريخ 6 / 5 ، الاعلام 7 / 261 - 262 .
( 2 ) - يزيد بن معاويه بن ابى سفيان دومين پادشاه اموى در شام است ، در ماطرون متولّد و در دمشق باليد ، و در سال 60 بعد از پدرش به خلافت رسيد و جمعى كه در رأس آنان حسين عليه السّلام بود به دليل فسق و فجور و لهو و لعب وى با او بيعت نكردند و در سال 63 مردم مدينه وى را از خلافت خلع كردند ، يزيد ، مسلم بن عقبه را براى سركوبى فرستاد و سه روز مدينه را براى تاراج و تجاوز به نواميس و كشتار آزاد گذاشت و از مردم بيعت گرفت كه بندگان يزيدند ، جنايات شرم آور در مدينه رخ داد و عدهاى زياد از اصحاب و تابعين به قتل رسيدند . هلاكتش سال 64 ه .
ق . بود .
تاريخ طبرى حوادث سال 64 ، تاريخ الخميس 2 / 300 ، تاريخ ابن اثير 4 / 94 ، جمهرة الانساب : 103 ، الاعلام 8 / 189 .
( 3 ) - وليد بن عتبة بن ابى سفيان اموى از امراى بنى اميّه است . در زمان معاويه سال 57 والى مدينه شد و بعد از مرگ معاويه ، يزيد به دو نوشت كه برايش بيعت گيرد ، در سال 60 ق . عزلش نمود و او را به دمشق فرا خواند و مورد مشورت خود قرار داد و در سال 61 مجددا وى را والى مدينه ساخت كه با قيام عبد اللَّه بن زبير در مكه مواجه شد و در سال 64 در مدينه با طاعون مرد . او در سال 62 با مردم حج گزارد .
مرآة الجنان 1 / 140 ، نسب قريش / 133 و 433 ، الاعلام 8 / 121 .