اين جبرئيل است كه از سرزمينى به نام كربلا « 1 » در كنار شط فرات خبرم مىدهد كه در آن جا فرزندم حسين بن فاطمه عليهما السّلام به شهادت مىرسد .
( 1 ) يكى پرسيد : يا رسول اللَّه كى او را مىكشد ؟
فرمود : مردى يزيد نام ، گوئيا جاى شهادت و مدفنش را مىبينم .
بعد با حالت گرفته و اندوهگين از سفر بازگشت و به منبر رفت و خطبه خواند و پند داد ، در حالى كه حسنين عليهما السّلام در نزدش بودند .
بعد از فراغت از خطبه دست راست را بر سر حسن عليه السّلام و دست چپ را بر سر حسين عليه السّلام نهاد و سر به سوى آسمان برافراشت و گفت : « خداوندا همانا محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بنده و رسول توست و اين دو عترت پاكم و خوبان ذرّيه و بنياد خانوادهام مىباشند كه در امّتم به جاى مىگذارم ، و جبرئيل خبرم مىدهد : اين فرزندم مقتول و مخذول گردد ، خداوندا شهادت را بر وى مبارك فرما ، و او را از سادات شهداء قرار ده ، و بركت را در قاتل و خاذلش قرار مده .
« فضجّ الناس في المسجد بالبكاء و النّحيب » ، ضجّهء مردم در مسجد با اشك و ناله برخاست .
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا مىگرييد و ياريش نمىكنيد ؟
پيامبر صلوات اللَّه عليه و آله بازگشت و با چهرهء بر افروخته خطبهء ديگرى ايراد كرد ( امّا كوتاه ) و در حالى كه از چشم اشك فرو مىريخت فرمود :
مردم ! همانا من در بين شما دو چيز گرانبها ( ثقلين ) را به جاى گذاردم : كتاب خدا و عترتم - اهل بيتم - نهاد و اصلم و ميوهء زندگيم ، و اين دو از من جدا نگردند تا در حوض بر من در آيند ، الا كه من منتظر آن دو مىباشم ، و من از شما چيزى نمىخواهم
هامش
( 1 ) - كربلاء با مدّ ، جايگاه شهادت حسين است نزديك كوفه از سوى بيابان . در روايت آمده كه امام عليه السّلام نواحى قبر شريف را از اهل نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريد و بر آنها تصدّق فرمود مشروط بر اين كه مردم را به قبر شريف ارشاد كرده سه روز زائران را پذيرايى كنند .
معجم البلدان 4 / 249 ، مجمع البحرين 5 / 641 - 642 .