( 1 ) چقدر در خدمت آنان شب را به صبح رساندم در حالى كه بر كوشكها فخر مىكردم ، جامهء سرور و شادمانى بر تن مىكشيدم ؟
چه بسيار روزگارهاى گذشتهاى را كه در وجود من زنده كردند ، و چه انسانهايى را كه ريزهخوار سفرهء من گرداندند ! پس تيرهاى قضا و قدر قصد من نموده و گردش روزگار بر من رشك برد ، آن عزيزان در لباس غرباء در ميان دشمنان در آمده هدف تيرهاى عداوت قرار گرفتهاند ، و با قطع انگشتان آن عزيزان مكارم قطعه قطعه شده ، و مناقب براى فقدان چهرههاى تابان آنان شكوهها سر داده ، محاسن با زوال اعضاء آنان زوال پذير گرديده ، و از ترس لرزه احكام به ناله در آمدند .
پس از ترس خدا بپرهيزيد از خون او كه در آن جنگها ريخته شده ، و از آن كمال كه با آن حوادث پرچمش سرنگون گرديد .
اگر من مساعدت خردمندان را از كف داده ، نابخردى خردها در برخورد با مصيبت زده ترك و رهايم كردند ، پس مرا راه سعادتى است از سنن فرسوده و اعلام فرو افتاده ، كه چون من ندبه كنند ، و درد و رنج آنها چون درد و رنج من باشد .
پس اگر مىشنيديد كه چسان زبان حال نمازها بر آنان نوحه مىكند ، و چگونه انسان گوشهگير بر آنان ناله دارد و رازها و نيات مكارم مشتاق آنان ، و باد زمين كرامتها بر آنان وزيده محرابهاى مساجد بر آنان گريسته ، ناودانها بر آنان ندبه كردهاند ، هر آينه شنيدن آن داعيه نازله شما را دردمند كرده ، و تقصيرتان را در اين مصيبت فراگير مىدانستيد .
بلكه اگر درد و درهم شكستنم و خالى بودن مجالس و آثارم را مىديديد ، مىديديد آنچه را كه قلب صبور را به درد آورده ، اندوهها را در سينهها به هيجان در آورده است . آن كه بر من رشك برده شماتتم كرده و پنجههاى خطرها بر من چيره گرديد .
وا شوقاه به سوى منزلى كه آنان مسكن گزيده ، و اقامتگاهى كه در آن اقامت كرده و
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٠٢