تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
( 1 ) مالك روز جزا ، آفرينندهء همهء آفريدگان ، او كه دور مىگردد و اوجش از آسمانهاى بالا در مىگذرد ، و نزديك مىگردد تا جايى كه زمزمهء از او پنهان نماند ، او را بر عظائم امور و بر فجائع دهر ، و درد فاجعه‌ها ، و تلخيهاى سرزنشها ، و مصائب بزرگ و فراگير و دشوار و در هم كوبنده مىستاييم . اى مردم ! همانا خدا كه حمد مر او را باد ما را به مصائبى گران ، و شكافى بزرگ در اسلام مبتلا فرمود . ابو عبد اللَّه عليه السّلام و عترت و يارانش به شهادت رسيدند ، و زنان و دخترانش به اسارت رفتند ، رأس مبارك او را بر نيزه‌ها در شهرها گردانيدند ، و اين آن رزيّه و مصيبتى است كه مانند ندارد . ايّها النّاس ! كدام مرد از شماست كه بعد از اين شادمانى كند ، يا كدام چشم است كه از ريزش اشك خويشتن بدارد و از گريه بخل ورزد . به تحقيق كه براى شهادت او هفت آسمان گريست ، درياها با خروش امواج بر او گريسته آسمانها با اركان خود ، و زمين با نواحى خود ، و اشجار با شاخه‌هايشان ، ماهيان در اعماق بحار و همهء فرشتگان مقرّب و سماواتيان براى او آب در ديده گرداندند . ايّها النّاس ! كدام قلب است كه در قتل او شكافته نشده ، يا كدام دل كه به سويش مايل نگرديده يا كدام گوش كه اين ثلمهء وارده بر اسلام را بشنود و كر نگردد ؟ ايّها النّاس ! صبح كرديم در حالى كه مطرود و پراكنده و رانده و دور افتاده از شهر و ديار گرديديم ، گوئيا از فرزندان ترك يا كابليم ، آن هم بىهيچ گناهى يا ناروايى كه مرتكب شده باشيم يا رخنه‌اى به اسلام وارد كرده باشيم ، چنين چيزى را در پيشينيان نشنيده‌ايم . اين چيزى جز دروغ‌بافى نيست . به خدا كه اگر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به جاى سفارش در بارهء ما دستور جنگ مىداد ، افزون از اين جنايتها كه به ما شد نمىگرديد ،
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، از مصيبتى چنين عظيم ، و اوجع و افجع و افظع و امرّ ، نزد خدا شكوه مىبريم ، حقّا كه او قدرتمند صاحب انتقام است .