بيان آيه 38 - 39
لغت :
1 - هبه : تمليك چيزى به كسى است بى عوض .
2 - سيد : از سواد ( املاك ) است و سيد قوم يعنى مالك سواد اعظم آنها و كسى كه اطاعتش بر اهل سواد لازم است و اين معنى درباره سيد وقتى است كه به صورت مضاف يا با قيدى به كار رود ولى بطور مطلق استعمال آن جز براى خداوند سزاوار نيست .
3 - حصور : آنكه از جماع و آميزش جنسى ممنوع است و گفتهاند حصور كسى است كه از برداشتن نفقه خود در موقع همراه بودن با دوستان ممنوع باشد .
و نيز به آنكه خوشحالى خود را كتمان كند حصور گويند .
تفسير :
هُنالِكَ
: در آن هنگام كه ( زكريا ) ميوههاى غير موسمى را ديد .
دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ
: زكريا دعا كرد .
قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً
: ( خداوندا به من فرزندى پاك ده ) يعنى بطمع افتاد كه از زن خود كه بسن نازايى رسيده بود بچهدار شود و آن را از خدا مسئلت نمود .
طيبه يعنى مبارك ( از سدى ) و نيز گفتهاند يعنى پاك و سالم از نظر جسم و روح و ظاهر و باطن .
إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ
: يعنى تو قبول كننده و مستجاب كنندهء دعايى و « سمع اللَّه لمن حمده » به همين معنى است يعنى خداوند دعاى سپاسگزاران خود را مستجاب كند .
و اينكه سمع بمعنى استجابت به كار ميرود اينست كه آن كس كه شايستگى