يكديگرند .
رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي
: پروردگارا نذر يعنى واجب كردم براى تو كه آنچه در شكم دارم )
مُحَرَّراً
: يعنى خادم بيعه ( كه نام معبد يهود است ) تا خدمت عابدان كند .
درباره محرر چند معنى ديگر گفته شده :
1 - آزاد و خالص براى عبادت ( از شعبى ) 2 - آزاد و خالص براى اطاعت تو يعنى او را هرگز براى كارها و انجام حوائج خود به كار نگمارم ( از محمد بن جعفر ) .
3 - در بنى اسرائيل طفلى را كه محرر ميشد در كنيسه منزل ميدادند تا در آنجا خدمت كنيسه كند و امور آن را انجام دهد و معتكف در آن باشد تا زمانى كه بالغ گردد و پس از بلوغ مخير بود كه در آنجا به همين سان بماند يا اينكه بهر جا خواهد برود .
گفتهاند كه حنه عقيم بماند و چندان فرزند نياورد كه مأيوس شد تا اينكه روزى زير درختى نشسته بود كه مرغى را ديد كه غذا در دهان جوجههاى خود مىنهد وى از مشاهدهء آن علاقه به فرزند در دلش بجنبيد و همان دم از خدا بخواست كه كودكى به او عنايت كند و به مريم حامله شد .
از امام ششم روايت است كه خداوند به عمران وحى كرد كه من فرزند مبارك به تو ارزانى خواهم كرد كه كوران و كران و پيسها را شفا دهد و مردگان را باذن حق زنده گرداند و او را بر بنى اسرائيل پيامبر ميگردانم . وى همسر خود حنه را از اين مطلب خبر داد . و چون حنه به مريم حامله شد گفت خدايا من نذر كردم كه فرزند شكم خود را محرر گردانم
« فَتَقَبَّلْ مِنِّي »
- ( پس از من بپذير ) يعنى نذر مرا بديدهء رضا قبول فرما .
إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ
: ( همانا تو شنوايى ) بدانچه مىگويم .
الْعَلِيمُ
: ( دانايى ) به آنچه نيت منست و از اينرو اطمينان به تو بجاست .
فَلَمَّا وَضَعَتْها
: گفتهاند كه عمران پيش از زاييدن همسرش وفات يافت و حنه