از خدا منتفى است .
رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ
: در معنى اين جمله وجوهى است :
1 - يعنى خدايا هر كه را به آتش افكنى او را رسوا و خوار كردهاى - از مادهء خزى .
2 - يعنى او را هلاك كردهاى .
3 - يعنى او را در جايى و مقامى قرار دادهاى كه از آن شرمگين است و در اين صورت از خزايت مشتق است كه بمعنى استحياء است .
اهل تأويل در مقصود از اين آيه اختلاف كرده و چند قول گفتهاند :
1 - از انس بن مالك و قتاده نقل شده كه خوار كردن آنان ابدى قرار دادن ايشانست در دوزخ پس آيه اختصاص به مخلدين در دوزخ دارد .
2 - جابر گويد : خزى داخلشدن در دوزخ است و اين قول قويتر است زيرا خزى يعنى اهانت به خوار شونده و رسوا كردن اوست و آن كس را كه خداوند عقاب كند رسوا كرده و اين مطلب با عقيدهء ما كه عفو گنهكاران را جايز مىدانيم منافات ندارد زيرا آن كس كه خزى را همان دخول در دوزخ مىداند درباره كسى كه به دوزخ برود و پس از اتمام مجازاتش از آن بدر آيد خزى قائل نيست و اين را درباره او خزى نمىداند .
و اما بقول كسى كه خزى را از خزايت بمعنى شرم كردن مىداند خزى و خوار ساختن مؤمن باينست كه موجبات حيا و شرمندگى او را فراهم آرد و خزى كافر مخلد كردن اوست در دوزخ .
وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ
: هيچكس نتواند كه ظالمان را با قهر و نيرو از عذاب نجات دهد زيرا نصرت اينست كه شخص منصور را با قهر و نيرو كمك كند پس اين آيه با شفاعت پيغمبر و ائمه از مذنبين منافات ندارد زيرا شفاعت از راه خضوع و تضرع بسوى خداست و از نصرت نيست .
بخارى در صحيح از انس بن مالك از پيغمبر ( ص ) روايت كرده كه : در قيامت حضرتش بمردمى گناهكار برخورد مىكند و از آنها شفاعت مينمايد و آنان بشفاعت وى