لغت :
1 - لب : عقل و به عقل لبّ گويند چون بهترين چيز انسانست و لبّ هر چيز خير و خالص آن چيز است و به همين جهت به عقل لبّ گويند .
2 - سبحانك : يعنى منزهى تو از اينكه خلقت آسمان و زمين عبث باشد .
3 - ابرار : جمع برّ و اصل برّ اتساع است .
برّ بفتح باء زمين وسيع و در مقابل دريا .
برّ ( بكسر باء ) صلهء رحم و عمل صالح .
برّ ( بضم باء ) گندم .
برّ ( جمع ابرار ) كسى كه بسيار اطاعت خدا كند تا او را خشنود سازد .
تفسير :
اينك دلايل اينكه خدا مالك جهان است بيان ميدارد .
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
- در عجايب و بدايع زمين و آسمانها ،
وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
- و رفت و آمد شب و روز در پى هم ،
لَآياتٍ
- دلايلى است بر توحيد و صفات كمال حق
لِأُولِي الْأَلْبابِ
- براى صاحبان بينش و عقل .
و اما وجه دلالت آسمانها و زمين بر خدا اينست كه وجود آنها در معرض حوادث و دگرگونيهاست و هر چه چنين باشد خود نيز حادث و تازه است و هر چيز حادث و نوى محدث و پديد آورنده است و ايجاد كننده مىخواهد پس وجود تغيير پذير و حادث زمين و آسمانها دلالت دارد كه ايجاد كننده و محدث و دگرگون كنندهاى توانا دارند ( كه او خداست ) مثلًا زمين روزى دوران كودكى را طى ميكرد و اكنون جوانى را و پس از مدتى پيرى را و بعد نابود خواهد شد پس دستى نيرومند و قادر است كه اين حوادث را در او پديد كرد و اصل خود او را بوجود آورد و باز وجود از او بگيرد .
و اما امورى كه در آن جارى است و بدايع آفرينش و حساب و نظم و دقتى كه در نهايت درستى و انتظام در آنها جريان دارد دلالت مىكند كه موجد و نقشه كش آن دانا