و عالم است زيرا كار منظم و محكم جز از عالم و نظم دهنده و حسابدان سر نتوان زد چنان كه ايجاد جز از دست توانايى نتواند شد .
و نيز اين مطالب دلالت دارد كه صانع اينهمه هستى قديم و ازلى است زيرا اگر خود حادث بود و از اول نبود نياز به محدثى و پديد آرنده و موجدى ديگر داشت و همچنين آن ديگرى نيز محدثى مىخواست و سر به تسلسل ميزد و تسلسل باطل است .
و اما گردش شب و روز با چنين حسابى دقيق و نظمى سرسامآور كه در ميليونها سال بر قانونى صحيح جريان دارد و هرگز كم و زياد و بىنظمى در آن راه نيافته دلالت دارد كه دست صانع توانا و دانا و حكيمى آنها را چنين ايجاد و مرتب كرده است كه درباره او عجز و سهو تصور نميرود .
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ
: يعنى عاقلان كسانيند كه از خلقت جهان بر وجود خدا استدلال ميكنند و هم خدا را در حال ايستاده و خوابيده و نشسته ياد مينمايند .
و گفتهاند يعنى خدا را تا آخرين حد توانايى در حال سلامت و مرض ياد ميكنند سالم در قيام و مريض در حال نشسته يا خوابيده و مراد نماز است كه بنام ذكر ناميده شده است . اين قول على بن ابراهيم است در تفسيرش و اين دو تفسير با هم منافات ندارد .
وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
:
يعنى عاقلان در خلقت زمين و آسمانها مىانديشند تا بر يگانگى خدا و كمال قدرت و علم او استدلال كنند و ميگويند :
رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
: يعنى خدايا اينهمه را عبث و بىهدف نيافريدى بلكه براى هدفى صحيح و مصلحتى آفريدهاى كه دليل علم و وحدانيت تو باشد .
سُبْحانَكَ
: يعنى منزه و پاكى كه بعبث چنين كارى كرده باشى بلكه براى توجه مردم به ثواب و پرهيز ايشان از عذاب آفريدى .
فَقِنا عَذابَ النَّارِ
: بلطف خود ما را از عذاب نگهدار . آيه دلالت دارد كه كفر و گمراهى و زشتيها مخلوق خدا نيست زيرا همه اينها باتفاق دانشمندان باطل است و