ميشماريم به جهت محبت خدا .
تفسير :
سپس خداوند بيان ميدارد كه ايمان بوى فايده ندارد مگر اينكه با ايمان به پيغمبرش ( ص ) همراه باشد پس ميفرمايد :
قُلْ
: ( بگو ) اى محمد .
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ
: ( اگر خدا را دوست داريد ) چنان كه گمان ميكنيد .
فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
: از من ( كه پيغمبرم ) اطاعت كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشايد . ) ابن عباس گويد : مراد اينست كه اگر ( دين ) خدا را دوست داريد ( مراد از دوستى خدا دوستى دين خداست . ) ديگرى گفته يعنى : اگر در ادعاى دوستى خدا راست ميگوييد مرا اطاعت كنيد و اگر چنين كنيد خداوند شما را دوست خواهد داشت و شما را خواهد آمرزيد .
وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
: ( خداوند غفور و رحيم ) يعنى : كثير الرحمه و كثير - المغفرة است .
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ
: ( بگو خدا و رسولش را اطاعت كنيد ) يعنى :
بگو اى محمد اگر خدا را دوست داريد چنان كه ادعا ميكنيد پس علامت صدق خود را با اطاعت او و پيامبر ظاهر سازيد كه اين علامت صدق ادعاى شماست .
فَإِنْ تَوَلَّوْا
: ( پس اگر پشت كردند . ) يعنى : اگر از اطاعت خدا و پيامبرش اعراض نمودند .
فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ
: ( خداوند ( در نتيجه ) كافران را دوست ندارد ) .
يعنى : خداوند آنها را دشمن دارد و ثواب براى آنها نخواهد خواست و از نفى ( لا يحب ) بر اثبات ( بغض و دشمنى ) دلالت آورده و اين طريق ابلغ است و بر معنى بيشتر دلالت مىكند زيرا اگر ميفرمود : يبغضهم يعنى آنها را دشمن دارد ممكنست توهم شود كه از جهتى آنها را دشمن دارد و از جهتى ديگر دوست چنان كه جايز است كه