بيان آيه 31 - 32
لغت :
محبت يعنى اراده ولى ارادهاى كه مضاف و مربوط بيك مراد باشد يا چيزى از متعلقات بمراد چنان كه گويى زيد را دوست دارم و اكرام زيد را دوست دارم كه در اولى مورد اراده و خواست تو خود زيد است و در مثال دوم متعلق و چيزى از زيد كه اكرام وجود اوست .
ولى در اراده خود مراد مورد توجه نيست بلكه فقط چيزى و متعلقى از او مورد توجه است چنان كه نميتوان گفت : « اريد زيداً » بلكه فقط ميتوان گفت « اريد اكرام زيد » .
و اين مطلب از اين جاست كه محبت در جاى ميل و علاقه طبايع است كه جارى مجراى شهوت و خواست ( تمايل ) مىباشد و در مقام اضافه به چيزى يا كسى همان معامله مىشود .
و محبت خداى تعالى نسبت به بنده اراده اينست كه بوى ثواب دهد و محبت عبد نسبت به خدا خواستن اوست در مقام اطاعت و با اطاعت .
طاعت : متابعت كردن دعوت كننده در چيزى كه بدان دعوت مىكند و لذا گاهى انسان مطيع شيطان است اگر چه قصد اطاعت وى نداشته باشد زيرا اگر بمعصيتى كه دل ميخواهد ميل پيدا كند و توجه كند اطاعت شيطان را كه نيز داعى به معصيت است نموده .
شان نزول :
محمد بن جعفر بن زبير گويد : اين دو آيه درباره وفد نجران ( مسيحيانى كه از نجران بر پيامبر وارد شدند ) نازل شده در آن وقت كه گفتند : ما مسيح را خيلى بزرگ