بيان آيه 181 - 182
قرائت :
حمزه سيكتب را بضم يا و ( يقول ) را بيا و قتلهم را برفع خوانده و ديگران سنكتب را ( بنون ) ميخوانند و قتلهم را بنصب قرائت كردهاند و نقول را بنون خواندهاند .
لغت :
سمع ( يسمع سمعاً ) يعنى شنيدن با گوش ولى خداوند بدون ادراك با گوش و حس مىشنود .
و سميع كسى است كه حالتى دارد كه بوسيله آن اگر مسموعى باشد آن را ميشنود و سامع آنكه درك مسموعات مىكند .
محققان گويند : خداوند از ازل سميع بوده و در موقع وجود مسموعى سامع است و سميع و بصير بودن خداوند صفتى زائد بر حى و زنده بودن او نيست به اين معنى كه مدرك بودن او بر مسموعات و مبصرات ( بواسطه وجود صفتى اضافه بر حيات در او ) نيست و سميع و مبصر است يعنى عالم است ( بمبصرات و مسموعات ) .
ابو القاسم بلخى گويد : فائده سميع و بصير بودن خداوند اينست كه مسموعات و مبصرات را ميداند و اينمطلب براى خداوند قديم اثبات صفت ادراك نميكند .
خليل گويد : هر مكروهى كه به انسان رسد انسان آن را چشيده است .
حريق : آتش و همچنين حرق ( بفتح راء ) حرق ( به سكون راء ) مصدر ( حرقت الشيء : يعنى آن را با سردكن سرد كردم ) .
شأن نزول :
چون آيه
( مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ . . . )
آمد يهود گفتند كه خدا فقير است و از ما قرض ميخواهد و ما غنى هستيم و گوينده حى بن اخطب بود . ( از حسن و مجاهد ) .