مردم را بسوى تو ايشان را نيفزود جز دورى و فرار از تو ) و معلوم است كه دعوت نوح موجب فرار از خدا نيست بلكه به عكس وسيله نزديك شدن بخداست ولى چون مردم بدان وقعى ننهادند و دعوتش را نديده گرفته و بدورى از خدا و گناه خود ادامه دادند نوح چنين تعبيرى كرده . اين قول از اخفش و اسكافيست كه در آيه تقديم و تأخيرى است و تقدير چنين است ( و لا يحسبن الذين كفروا انما نملى لهم ليزدادوا اثما انما نملى لهم خير لانفسهم ) يعنى كافران گمان نكنند كه ما به آنها مهلت دادهايم كه گناه كنند و مرتب بر گناه خود بيفزايند بلكه به آنها مهلت داديم تا براى خود خير بخواهند .
ولى اين معنى بعيد است زيرا بايد طبق اين معنى الف ( انما ) دوم مفتوح باشد زيرا مفعول لا يحسبن است ( و انما مفتوحه با فعل بعد از خود حكم مصدر را دارد و مفرد است و ميتوان مفعول باشد ) و نيز بايد الف ( انما اولى ) مكسور باشد زيرا بر اين قول مبتدا است و اين خلاف قرائت قراء است زيرا قراء بر مكسور بودن الف انما دومى اجماع دارند و اكثر انما اولى را مفتوح خواندهاند و تقديم و تأخيرهم صلاحيت ندارد كه اعراب را تغيير داده باشد .
وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
- يعنى براى آنهاست عذابى كه در آتش دوزخ خوارشان ميسازد .