بيان آيه 172 تا 174
لغت :
1 - استجاب و اجاب : هر دو بيك معنى است و گفتهاند كه اولى طلب اجابت است و دومى فعل اجابت .
2 - قرح : جراحت و اصل آن خلوص از كدورت است و ماء قراح يعنى آب خالص . و زمين قراح يعنى زمينى كه خاكش از خاشاك خالص باشد . قريحه : خالص الطبيعه .
3 - احسان : سود نيكو .
4 - افضال : نفع اضافه .
5 - حسبنا اللَّه : يعنى خدا ما را كفايت مىكند و اصل آن از حساب است زيرا كفايت بر حسب حاجت و به حساب نيازمندى است و از اين ماده است حسبان بمعنى گمان .
6 - وكيل : حافظ ، و گفتهاند يعنى ولىّ و اصل آن قيام كردن به تدبير امر كسى و معنى وكيل درباره خدا يعنى متولى است در قيام كردن تدبير امور خلق زيرا كه مالك خلق و رحيم بآنهاست .
شأن نزول :
چون ابو سفيان و يارانش از احد بازگشتند و به « وحاء » رسيدند از تعجيل در بازگشت خود پشيمان شدند و همديگر را ملامت كردند كه چرا نه محمد را كشتيد و نه زنانشان را اسير كرديد آنها را بكشتيد وقتى كه رمقى بيش از ايشان نماند رهايشان كرديد اكنون بازگرديد و به كلى نابودشان كنيد و ريشهكنشان سازيد .
اين خبر به پيغمبر ( ص ) رسيد تصميم گرفت دشمن را بترساند و از خود و يارانش نيرويى نشان و نمايش دهد لذا اصحابش را براى خروج و تعقيب ابى سفيان