تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
رسول اللَّه هر جاى از بدنش را معالجه و پانسمان ميكنيم جاى ديگرى از بدنش گشاده مىشود و از بسيارى و شدت جراحت‌ها بر جان او ترسانيم . پيامبر ( ص ) با مسلمين به عيادت وى آمدند در حالى كه يك زخم ديگر براى علاج مانده بود . پيغمبر دست خود بر آن بماليد و فرمود مردى كه در راه خداوند به اين مصيبت مبتلى شود معذور است و زخمى كه حضرت بر آن دست ماليده بود بهبود يافت و على ( ع ) فرمود : شكر خدا را كه از جنگ فرار ننمودم . خداوند على ( ع ) را در دو مورد از قرآن سپاس بگفت : اول
« وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ »
دوم
« وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ » .
ابو على جبايى گويد : در آيه دلالت است بر اينكه اجل انسان يك اجل بيش نيست و همان وقت مرگ اوست زيرا با مرگ از اجل موت كه خداوند برايش قرار داده جدا نميشود . ابن اخشيد گويد : آيه بر اين مطلب دلالت ندارد زيرا انسان دو اجل دارد : اجلى كه به آن ميميرد و اجلى كه موهبت الهى است و با اين حال جز در موقع و اجلى كه خداوند آن را اجل موت او قرار داده نميميرد . و قول اول قويتر است .

نظم و ارتباط آيات :

آيه
« وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ . . . »
بما قبل متصل است زيرا براى تحريك بر جهاد است كه در مقابل ذكر شده . و گفته‌اند وجه ارتباط اينست كه مردم را به مرگ پيامبر كه در آيه قبل اسم برده شده تسليت مىدهد . و گفته‌اند وجه ارتباط اينست كه حال و تكليف مردم با موت پيامبر تغيير نمى - پذيرد پس بايد در زمان حيات و بعد از وفاتش به او امرش متمسك بود .