فرار كردند اينست كه خداوند ايشان را مورد عتاب قرار داده ( از حسن و مجاهد و ربيع ) .
مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ
: ضمير در « تلقوه » و « رأيتموه » بمرگ بر ميگردد يعنى قبل از اينكه اسباب مرگ را كه جنگ است ببينيد آرزوى شهادت ميكرديد و اكنون ديديد .
و مراد از ديدن موت ديدار اسباب و مقدمه موت يعنى جنگ و جهاد است چون مرگ ديدنى نيست .
وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
: گفته شده كه اينجمله تأكيد رؤيت است چنان كه گويى آن را با چشم خود ديدم كه كلمه با چشم خود تأكيد ديدم مىباشد و اين تأكيد براى اينست كه معلوم شود مراد رؤيت با قلب نيست بلكه ديدن با چشم است .
و گفتهاند يعنى : در حالى كه محمد ( ص ) را مىبينيد و در جمله محذوفى است .
( فلم انهزمتم : يعنى چرا فرار كرديد ) در حالى كه محمد ( ص ) را مىبينيد .
اگر سؤال شود چگونه مؤمنان آرزو داشتند كه مشركان آنان را بكشند تا به درجه شهادت نايل شوند ؟ و اصلا چنين آرزويى جايز است ؟
جواب گوييم جايز نيست زيرا قتل مشركين ايشان را گناه است و آرزوى معصيت جايز نيست چنان كه خداوند همچنين ارادهاى نميكند و بچنين كارى امر نميفرمايد پس مراد اينست كه مؤمنان تمنى شهادت داشتند به اينكه آن قدر در جهاد مقاومت كنند تا جان خود را فدا نمايند .