بيان آيه 102 - 103
لغت :
1 - تقاة از وقيت است : زجاج گويد در آن سه وجه است تقاة و وقاة و اقاة حبل : وسيلهاى كه انسان بوسيله آن به ته چاه ميرسد مثل ريسمانى كه به آن متمسك مىشود تا از چاه و امثال آن نجات يابد و از همين معنى است حبل و ريسمان امان زيرا سبب نجات است - اعشى گويد :
و اذا تجوزها حبال قبيلة * اخذت من الأخرى اليك حبالها
يعنى وقتى امان قبيلهاى از او فوت شود به تو * متوسل مىشود براى امان ديگر كه در اين شعر حبال بمعنى امانها « جمع حبل » آمده و نيز از همين است حبل بمعنى حمل در شكم .
و حمل در اصل بمعنى بافته شده است .
2 - شفا : ( با الف مقصور ) لبه و كناره ، تثنيه آن شفوان و جمع آن اشفاء .
اشفى على الشيء : اشرف عليه ( يعنى بر آن مشرف شد ) و اشفى المريض على - الموت يعنى مريض مشرف بموت شد .
مورد و شأن نزول :
مقاتل گويد : دو مرد از قبيله اوس و خزرج از اوس ثعلبه و از خزرج اسعد بن زراره با هم بفخر فروشى پرداختند . اولى گفت خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين از ما است و نيز حنظله غسيل الملائكة و عاصم بن ثابت و سعد بن معاذ كه عرش رحمان بخاطر او بجنبش آمد و خداوند به حكم او در بنى قريظه خشنود گرديد از ما هستند .
خزرجى گفت : از ما چهارتنند كه قرآن را محكم و استوار كردند : ابى بن كعب ، و معاذ بن جبل ، و زيد بن ثابت و ابو زيد . و نيز از ما است سعد بن عباده رئيس و خطيب