ولى منظور تنبيه بر حال آنهاست زيرا تنبيه نسبت به چيزى است كه انسان از آن غافلست نه نسبت به آنچه علم دارد .
حاجَجْتُمْ
: ( مجادله و مخاصمه كرديد . )
فِيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ
: ( در آنچه ميدانستيد ) . چون اسم او در تورات و انجيل بود .
فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ
: ( پس چرا مجادله ميكنيد دربارهء چيزى كه به آن علمى نداريد ) ( يعنى درباره شريعت و دين او كه بدان جاهليد ) خداوند مخاصمه و احتجاج آنها را درباره معلوماتشان منكر نشمرده بلكه مخاصمه درباره چيزى را كه نميدانند منكر و ناپسند دانسته .
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ
: ( و خدا ميداند ) شأن و حال ابراهيم و هر چيزى كه بر شما مجهول است .
وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
: ( و شما نميدانيد ) پس دربارهء او سخن نگوييد و آنچه نميدانيد به او نسبت ندهيد و علم آن را از اهلش بپرسيد ( يعنى از پيغمبر بپرسيد . )