معروض داشته ، عبد الملك فورا هزار درهم جهت وى به مدينه فرستاد و عروه ، گماشتهء عبد الملك را گفت : امير را بگوى چنانچه گفتم : « سعيت فاعيانى و قعدت فاتانى » .
2075 - ردّ گمان
« ابن سيرين » را گفتند : مردم گمان دارند كه گفتن شعر وضو را باطل مىكند ؛ ابن سيرين اين شعر را خواند :
إن عجوزا جئت أخطبها * عرق بها مثل شهر الصوم في الطول
* * * همانا پيرزنى كه خواستم آن را خواستگارى نمايم رگ پشت سرش مانند ماه رمضان طولانى است .
فى الفور برخاسته ، به اداى نماز مشغول گرديد .
2076 - ترك وابستگى
ابراهيم خواص در هيچ شهر بيش از چهل روز نمىماند .
2077 - در انقضاى زمستان
سرى سقطى ، صوفيه را مىگفت : چون زمستان منقضى شده ، علل و سقم نيز مندفع گردند . دشت و هامون از سبزه و شكوفه بدانسان خود را آرايند كه نرگس شوخچشم به تماشاى طراوت گلهاى پيچاز و شكوفههاى اشجار ، سراسر ديده شود . اهل دل را خوشوقتى و نظّارگيان ، صنعت بديعه را طرفهء موسمى است .
2078 - نصيحت رهيافتگان
شبلى به جماعت نماز مىگزارد و امام آيهء كريمهء
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
« 1 » خوانده ، شبلى از استماع آن ، صيحه زد و مدهوش گرديد . بعد از آنكه به هوش آمد ، گفت :
با دوستان چنين خطاب كنند .
هامش
( 1 ) . سورهء الاسراء ، آيهء 86 . ( و اگر مىخواستيم ، قطعا آنچه را به تو وحى كردهايم ، مىبرديم . . . ) .