تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
معروض داشته ، عبد الملك فورا هزار درهم جهت وى به مدينه فرستاد و عروه ، گماشتهء عبد الملك را گفت : امير را بگوى چنان‌چه گفتم : « سعيت فاعيانى و قعدت فاتانى » .

2075 - ردّ گمان

« ابن سيرين » را گفتند : مردم گمان دارند كه گفتن شعر وضو را باطل مىكند ؛ ابن سيرين اين شعر را خواند :
إن عجوزا جئت أخطبها * عرق بها مثل شهر الصوم في الطول
* * * همانا پيرزنى كه خواستم آن را خواستگارى نمايم رگ پشت سرش مانند ماه رمضان طولانى است . فى الفور برخاسته ، به اداى نماز مشغول گرديد .

2076 - ترك وابستگى

ابراهيم خواص در هيچ شهر بيش از چهل روز نمىماند .

2077 - در انقضاى زمستان

سرى سقطى ، صوفيه را مىگفت : چون زمستان منقضى شده ، علل و سقم نيز مندفع گردند . دشت و هامون از سبزه و شكوفه بدان‌سان خود را آرايند كه نرگس شوخ‌چشم به تماشاى طراوت گل‌هاى پيچاز و شكوفه‌هاى اشجار ، سراسر ديده شود . اهل دل را خوش‌وقتى و نظّارگيان ، صنعت بديعه را طرفهء موسمى است .

2078 - نصيحت ره‌يافتگان

شبلى به جماعت نماز مىگزارد و امام آيهء كريمهء
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
« 1 » خوانده ، شبلى از استماع آن ، صيحه زد و مدهوش گرديد . بعد از آن‌كه به هوش آمد ، گفت : با دوستان چنين خطاب كنند .
هامش
( 1 ) . سورهء الاسراء ، آيهء 86 . ( و اگر مىخواستيم ، قطعا آن‌چه را به تو وحى كرده‌ايم ، مىبرديم . . . ) .