3046 - زندانى
از امام صادق عليه السّلام مروى است : زندانى آن است كه دنيا او را از طلب آخرت به زندان كشد .
3047 - رفيق راه
هم از امام صادق عليه السّلام مروى است كه گفته : حضرت موسى عليه السّلام به حضرت خضر عليه السّلام گفت : مرا وصيّتى كن . گفت : آنرا ملازمت كن كه با او هيچ چيزى تو را ضرر نرساند ، كما اينكه بدون او هيچ چيزى تو را سود نبخشد .
3048 - حوادث جوّيه
در « كافى » ، « امام فخر » در مباحثه « مشرقيّه » گفته : بعضى از حكما حدوث حوادث جوّيه را از قبيل « هاله » و « قوس و قزح » از اتّصالات فلكيه و قواى روحانى دانند و ازجمله خيالات نشمارند .
باز گفته : قول اصحاب تجربه كه گفتهاند : حدوث آنها بر حدوث حادثه ارضيه دلالت كند ؛ مؤيد اين معنى است . چه اگر موجودات مستند به اوضاع و اتصالات فلكى نمىبودند اين استدلال مستمر نمىگشت .
3049 - صدور عالم
از صدور عالم كه بالايجاب يا به اختيار است ؛ در بين فلاسفه و متكلّمين تشاجر و دعوى واقع شده ؛ فلاسفه گفتهاند : صدور عالم خبر محض و از فياض على الاطلاق منفكّ نمىشود بالايجاب و قديم است . متكلّمين بر ابطان دعوى ايشان اقدام كرده حدوث عالم را اثبات و تشاجر بالايجاب را منقطع نمودند ؛ ليكن اگر بگويى صدور بعضى مجرّدات از واجب الوجود بالايجاب و صدور عالم از آنها بالاختيار است . در نزد فلاسفه كه قايل به استحاله انفكاك و مقصود ما متكلّمين تزييف كلام ايشان است غير معقول است چه استحالة الانفكاك بر اين تقدير لازم نمىآيد ؛ پس واسطه در بين واجب و عالم در نزد متكلّمين و حكماى عقلا معدوم و در نفى واسطه متّفقاند ديگر ذكر مذهبى كه واسطه قرار دهد عبث و فايده در ابطال واسطه نمىباشد . « شيخ بهايى » - عليه الرّحمه - گفته : ظاهر آنچه مقرّر شده ، مراد « محقق طوسى » است كه در تجريد گفته : « وجود العالم بعد عدمه يتقى الايجاب و الواسطة غير معقولة » و ردّ قول شارح جديد است كه در اين مقام گفته :
معترض راه است كه بگويد « الا يجوذ الى آخره ندير فانه من خوص الكشكول » .