تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1121

مساهمون:

ص١١٢١
دواى امور ممكن و دواى صبر مشكل است .

2952 - مرگ اعشى همدان

حجّاج كه « اعشى همدان » را مقتول مىكرد ، گفت : تو آنى كه گفته :
فأصابنى قوم و كنت أصبتهم * فاليوم أصبر للزمان و أعرف و إذا تصبك من الحوادث نكبة * فاصبر فكلّ غيابة تتكشّف
* * * به قومى برخوردم و با ايشان ملاقات كردم ، كه ناچار به صبر شدم و مىدانم ، كه اگر از حوادث روزگار ناخوشى به تو رسيد ، صبر كن كه پس از هر سختى آسانى است . حجّاج گفت : قسم به حىّ دانا ! سايه‌اى بر تو افكنم كه ابدا زايل نشود . پس گفت : دوشش را از بار سرسبك ساختند .

2953 - صبر

اصبر إذا بدهتك نائبة * ما عال منقطع إلى الصبر الصبر أولى ما اعتصمت به * و لنعم حشو جوانح الصدر
( ناشناس ) * * * صبر پيشه كن چون حوادث روزگار تو را غافلگير نمود ، كار بر كسى كه صبر پيشه كرد ، سنگين نشد . صبر بهترين چيزى است كه به آن توانى درآويخت و بهترين چيز براى پر كردن اطراف قلب آدمى صبر است .

2954 - شرح صدر

قد عشت في الدهر أطوارا على طرق * شتى و قاسيت منه الحلو و البشعا كلا بلوت فلا النعمى تبطرني * و لا تخشعت من لاوايه جزعا لا يملأ الأمر صدري قبل موقعه * و لا يضيق به صدري إذا وقعا
( عبد العزيز كلابى ) * * * در روزگار به انحاى مختلفى زندگى كرده و بر شيرينى و قبايح آن مقاومت
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1121 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى