از گريه ، دو چشم من فراهم نامد * وز خنده لبان من ز هم باز نشد
( كمال الدّين اسماعيل )
2933 - اندازهء غم
در ديدهء روزگار ، يَم بايستى * يا با غم من ، صبر به هم بايستى
اندازهء غم ، چو عمر ، كم بايستى * يا عمر ، به اندازهء غم بايستى
( كمال الدّين اسماعيل )
* * *
شد شهره به عشق ، رهنمونِ دل من * تا كرد پر از غصّه ، درون دل من
زنهار ! اگر دلم نمانَد روزى * از ديده طلب كنيد خونِ دل من
( كمال الدّين اسماعيل )
* * *
دل ، بىتو مرا يك نفس آسوده نديد * وز هجر تو جز خسته و فرسوده نديد
تا خاك تو را به كاهگل نندودند * خورشيد ، كسى به كهگل اندوده نديد
( كمال الدّين اسماعيل )
2934 - صنوف فقر
شيخ عارف شيخ نجم الدين كبرى گفته : فقر سه صنف است :
اوّل : فقر الى اللّه دون غيره . ( نياز به خدايى ديگرى )
دوم : فقر الى اللّه مع غيره . ( نياز به خدا با ديگرى )
سوم : فقر الى الغير دون اللّه . ( نياز به ديگرى بىخدا )
حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله در قسم اوّل فرموده : « الفقر فخرى » ؛ « 1 » و در قسم دوم گفته : « كاد الفقر أن يكون كفرا » ؛ « 2 » و در قسم سوم گفته : « الفقر سواد الوجه في الدارين » . « 3 »
« شيخ بهاء الدين » گفته : مراد بسواد الوجه ، معنى لغوى است كه بين الناس ظاهر و متعارف
هامش
( 1 ) . فقر مايهء مباهات منست .
( 2 ) . فقر مايهء مباهات منست .
( 3 ) . فقر مايهء روسياهى دنيا و آخرتست .