1913 - رويگردانى از ظالم
منصور ، به شيخ « سفيان ثورى » رسيده ، گفت : اى شيخ ! چرا گاهى به ملاقات ما قدم رنجه نمىدارى ؟ گفت : حق سبحانه و تعالى مرا از نشستن با امثال شما ممنوع داشته و فرموده :
لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
« 1 » نوبتى منصور وى را احضار نموده ، گفت : آنچه طلب كنى از تو مضايقه ندارم . گفت : همينم طلب است كه تا خود نيايم ، مرا نخواهى و تا چيزى نخواهم ، بر من نفرستى و سپس بازگشت . منصور گفت : ما دانشمندان بسيار را دانه بيفكنديم ، برچيدند جز سفيان ثورى .
1914 - نياز و بىنيازى
ارسطو گفته : بىنيازى در غربت ، وطن است و فقر در وطن ، غربت .
1915 - فقر و غربت
شاعرى اين قول ارسطو را گرفته و چنين سروده :
الفقر في أوطانه غربة * و المال في الغربة أوطان
* * * همواره فقر و ندارى در شهر و ديار ، غربت است و دارايى در ديار غربت مايهء آشنايى توست .
1916 - عاشق بىخبر
قالت و قد فتشّت عنها كل من * لاقيته من حاضر أو بادي
أنا في فؤادك فارم طرفك نحوه * ترني فقلت لها و أين فؤادي ؟
و لكم تمنيت الفراق مغالطا * و احتلت في استشار غرس ودادي
و طمعت منها في الوصال لأنّها * تبني الأمور على خلاف مرادي
( باخزرى )
* * * به من گفت [ آن معشوقه ] درحالىكه من تمامى افرادى را ديديم از او جويا
هامش
( 1 ) . سورهء هود ، آيهء 113 . ( و به كسانىكه ستم كردهاند تمايل نشان ندهيد كه آتش [ دوزخ ] شما را مىگيرد . . . ) .