تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦

2193 - يا رحمن

نقل است كه : عربى تمسّك به حلقهء در كعبه كرده ، مىگفت : بندهء ايستاده بر درت را ايّام گذشته و گناه مانده ، امل منقطع شده و حق الناس باقى است ؛ او را ببخش ! كه سيّد با عدم رضامندى از بندهء خود ، وى را مىبخشد .

2194 - لحظهء ديدار

از كلام امير المؤمنين عليه السّلام : هرگاه تو به دنيا پشت كنى و مرگ به تو روى كند ، ديدار چه نزديك خواهد بود .

2195 - قضا و قدر

از كلام امير المؤمنين عليه السّلام : آن‌چنان امور زندگى تابع مقدّرات است كه گاهى مرگ نيز تابع تدبير است .

2196 - ديدن دوباره

إنّ ذا يوم سعيد * بك يا قرّة عيني حين أبصرتك فيه * يا حبيبي مرّتين
( ناشناس ) * * * به‌درستى كه امروز ، روز خوب و خوش يمنى است به خاطر ديدن تو اى نور دو چشمانم . زيرا در آن تو را دوبار ديدم و دوبار در چشمان من ظاهر شدى .

2197 - تماشا

و لأسرحنّ نواظري * في ذلك الروض النضير و لآكلنك بالمنى * و لأشربنك بالضمير
* * * به خدا قسم كه چشم‌هاى خود را آزاد مىكنم و به حركت درمىآورم در آن باغ بسيار شاداب و زيبا . و در آرزوها و خيال تو را خواهم خورد و در پنهان و باطن خواهم نوشيد .