2202 - صبر قائممقام
« قاضى ارجانى » نائب قضات در بلاد خوزستان بود و ازجمله اشعار وى است :
و من النوائب أنني * في مثل هذا الشغل نائب
و من العجائب أنّ لي * صبرا على هذا العجائب
* * * از مصيبتها اين است كه من در اين كار و شغل خود قائم مقام هستم و نايب از بقيه قاضيان . و از شگفتىها و عجايب اين است كه من بر تمامى اين شگفتىها صبر و تحمل دارم .
2203 - غير او ديدن
سهر العيون لغير وجهك باطل * و بكاؤهنّ لغير هجرك ضائع
( خالد بن يزيد البغدادى الكاتب )
* * * بيدارى چشمها در غير تو و ديدار روى تو سخت اشتباه است و گريستن آنها در غير هجران تو بيهوده و بىفايده !
2204 - عمق نگاه
المقلة الحكلاء أجفانها * ترشق في وسط فؤادي نبال
و تقطع الطرق على سلوتي * حتى حسبنا في السويدا رحال
( صلاح صفدى )
* * * چشمان سرمهكشيدهاش ، به وسيله پلكهايش به سوى قلب من نيزهها و تيرهايى پرتاب مىكند و در وسط آن به هدف مىنشيند . راه را بر خوشىهاى من مىبندد و راهزنى آن را مىنمايد تا آنجاكه تصور كرديم كه خون دل ما كوچ كرده است و از اينجا رفته است .
2205 - علم سحر
در كتاب « ارشاد القاصد الى اسنى المقاصد » مسطور است : در حرمت عمل سحر ، نزاعى نيست ، بل سخن در علم سحر است كه آيا حرام و يا حلال و فرض كفايه است . بعضى برآنند كه