2187 - شراب دنيا
« يحيى بن معاذ » : دنيا ، شراب شياطين است . آنكه آن را بياستاند ، سكرى بر او غلبه كند كه به هوش باز نيايد تا به معسكر موتى رسد .
2188 - جانباز
و لما أبي الواشون الا فراقنا * و ما لهم عندي و عندك من ثار
و شنّوا على أسماعنا كل غارة * و قلّ حماتي عند ذاك و أنصاري
غزوتهم من مقلتيك و أدمعي * و من نفسي بالسيف و السيل و النار
( حمده اندلسيه )
* * * پس وقتى سخنچينان و نمامان به غير از فراق و جدايى ما راضى نشدند و هيچ كينه و خونخواهى از من و تو نداشتند . و به گوشهاى ما هرجنگ و ستيز را كه توانستند به جريان انداختند و يارىدهندگان من كم شدند و همچنين حمايت كنندهاى نبود . پس با چشمان تو و اشكهايم به جنگ آنها رفتم و به جاى شمشير از جان خود و همچنين از آتش ( دل خود ) و سيل ( اشكهايم ) كمك گرفتم .
2189 - دوست روىگردان
و إذا ما الصّديق عنك تولّى * فتصدق به على إبليس
( ناشناس )
* * * هنگامىكه دوستى از تو روىگردان شد ، از جانب او بهخاطر شيطان [ نه به خاطر خدا ] صدقه بده .
2190 - زلف مشكين
أيها العاذل الغبّي تأمّل * من غدا في صفاته القلب ذائب
و تعجب لطرّة و جبين * أنّ في الليل و النهار عجايب
( جمال الدّين نباته )
* * *