گونهگون بود . پارهاى در ده شبش ختم همى كردند ، پارهاى هرسه شب يك بار ، جمعى هر شبانه روزى يك بار و عدّهاى به هر شب و روز ، دو ختم داشتهاند . پارهاى نيز به شب و روزى هشت بار قرآن ختم كردهاند ، چهار بار به شب و چهار بار به روز . امّا آن كسان كه قرآن را دو ركعت نماز ختم همى كردهاند ، از زيادى قابل شمارش نيستند . از ايشان « عثمان بن عفان » و « تميم الدارى » و « سعيد بن جبير » را مىتوان برشمرد .
1408 - مفعولبه
شيخ « عبد القادر گيلانى » بر تعريضى كه از « مفعولبه » شده به اينكه فعل به آن واقع مىشود ، اعتراض كرده و مثال زده : در جملهء خلق اللّه العالم لنا ، همگى عالم را « مفعولبه » مىدانند ، در حالى كه بايستى « مفعولبه » قبل از فعل باشد و فعل بر روى آن جارى شود ، درحالىكه قبل از خلق مفعولى نبوده كه فعلى بر روى آن انجام گيرد و البته به آن جوابهاى طولانى نيز داده شده كه از مبحث خارج است .
1409 - ريشهء ظلم
از كلام يكى حكما : ظلم از خصوصيات نفس است و از وقوع آن دو علّت جلوگيرى مىكند .
علت يا دينى مانند خوف روز جزا و يا سياسى است مانند خوف بازخواست در دنيا . « ابو طيب » اين مضمون را چنين به شعر درآورده :
و الظلم من شيم النفوس فإن تجد * ذا عفة فلعلة لا يظلم
* * * ظلم در فطرت و ذات هر انسانى است ؛ پس اگر كسى را مىبينى كه ظلم روا نمىدارد پس حتما دليل بر قدرت نداشتن است .
1410 - دلّال محبّت
عجبت من إبليس في تيهه * و ما الذي أضمر من نيته
تاه على آدم في سجدة * و صار قوادا لذريته
( ابى نواس )
* * * تعجب مىكنم ! از شيطان و گمراهيش و آنچه را كه از نيت خود پنهان داشته