1386 - جنگاور
كأن عداه في الهيجاء ذنوب * و صارمه دعاء مستجاب
( ابن عبدون )
* * * مانند اينكه دشمنانش در جنگ گناهانى هستند و شمشير او دعاى مستجاب است كه تمام گناهان را از بين مىبرد .
1387 - عاشق جنگ
تسرع حتى قال من شهد الوغى * لقاء أعاد أم لقاء حبائب ؟
( بحترى )
* * * آنچنان با سرعت به سوى جنگ مىروى تا آنجا كه شاهدان تو مىگويند : آيا او به ديدار معشوق مىرود يا ديدن دشمنان در جنگ ؟
1388 - لذّت مرگ
يستعذبون مناياهم كأنّهم * لا ييأسون من الدنيا إذا قتلوا
( ابو تمام )
* * * مرگ را آنچنان شيرين و گوارا مىشمارند كه گويى بعد از كشته شدن از دنيا مأيوس نيستند .
1389 - بوسيدن شمشير
لقد ذكرتك و الرماح نواهل * منى و بيض الهند تقطر من دمى
فوددت تقبيل السيوف لأنها * لمعت كبارق ثغرك المتبسم
( ابن عنيز ) يا ( عنتره )
* * * به ياد تو افتادم درحالىكه نيزهها در نزديكى من بودند و به سوى من نشانه رفته بودند و از شمشير سفيد هندى خون من مىچكيد .
پس دوست داشتم كه شمشيرها را ببوسم زيرا آنها درخشيدند مانند