1293 جام و شراب
أما ترى الغمر مثل الشمس في قدح * كالبدر فوق يد كالغيث اذ صابت
فالكأس كافورة لكنها انحجرت * و الخمر ياقوتة لكنها ذابت
( امير ابو الفتح حاتمى )
* * * آيا نمىبينى شراب در جام مانند آفتاب مىدرخشد ؟ جامى كه مانند ماه روى دستى كه مانند ابرى در هنگام ريزش باران درشت مىشد . پس همانا جام مرواريدى زيبا است ولى محدود شده و شراب ياقوت است ولى آب شده است .
1294 - در گسستن بيعت و غصب حق
« على بن صلاح الدّين يوسف » از مخالفت برادران خود ابا بكر و عثمان كه وصيّت پدر را به سمع اصغا قبول نكرده ، به امام ناصر الدّين نوشته :
مولاى ان أبا بكر و صاحبه * عثمان قد غصبا بالسيف حق على
و كان بالأمس قد والاه والده * في عهده فاضاعا الأمر حين ولى
فانظر إلى حظ هذا الاسم كيف لقى * من الأواخر ما لاقى من الاول
إذ خالفاه و حلا عقد بيعته * و الامر بينهما و النص فيه جلى
* * * اى دوست من ! به درستى كه ابو بكر و دوستش عثمان با زور شمشير حق على را غصب نمودند . درحالىكه ديروز پدرش او را در زمان خودش وصى و حاكم قرار داد . پس آنها در هنگام خلافت كار پدرشان را ضايع كردند . بنگر به بخت و اقبال اين نام كه چگونه از اين آخر روزگار مىبيند همانطور از اوّل آن ديده است . پس ( چه در روزگار آخر و اول ) مخالفت كردند با او و عقد بيعت را گسستند و با او به جنگ برخواستند درحالىكه درباره آنها نص و گفته قطعى وجود دارد .
پس خليفه الناصر در جواب وى بر پشت نامهء وى چنين نگاشت :
وافى كتابك يا ابن يوسف منطقا * بالحق يخبر أن أصلك طاهر
منعوا عليا ارثه إذ لم يكن * بعد النبى له بيثرب ناصر
فاصبر فإن غدا على حسابهم * و ابشر فناصرك الإمام الناصر
* * *