طلاقت لسان به وى ارزانى داشته ، بسى بهتر از اوّل سخن مىگفت . قوم وى مىگفتند : شادمانى ما بر اطلاق زبان نابغه بسى بهتر از شادمانى ظفر بر دشمن است .
1276 - امراى كلام
خليل گفته : شعرا ، اميران كلاماند . به هر طرزى كه خواسته باشند ، ايشان را تصرف در كلام جايز و آنچه غير ايشان را نسزد ، ايشان را سزاست ، مثل اطلاق معنى و تقييد آن و تسهيل لفظ و تعقيد آن .
1277 - حافظ و ناظم
عالمى گفته : كسى در حفظ اشعار بر « خلف بن احمر » تفوّق نداشته و خود در خدمت ذهن و استقامت طبع بىنظير بوده ، شعر را به سياق متقدّمين تنظيم مىساخت . عاقبت از شعر گفتن تارك شده ، متعبّد گرديد و به ختم قرآن مشغول شد . يكى از ملوك ، عطيهء بسيار در وجه وى مقرّر داشته كه شايد شعرى را به رشتهء نظم كشد . مبالات نكرده ، به يك كلمه هم متكلّم نشد .
1278 - نفع و تضييع مال
نقل است : جناب امام حسن عليه السّلام صلات و جوايز بسيار به شاعر مىداد . وى را منع كرده ، گفتند :
اين همه مال را چرا به عرصهء تضييع درمىآورى ، فرمود : نفع مال بىمآل در تضييعى است كه به آن عرض خود را نگه دارى .
1279 - كشش و جذبهء عشق
آنچه از سخنان صوفيان نقل كردهاند :
خليلي إني كلّما لاح بارق * من الأفق الغربي جدد ( حدد خ ل ) لي و جدا
و ان قابلتني نفحة بابلية * وجدت لمسراها على كبدي بردا
و ليس ارتياحي للرياح و انما ار * تياحي لقوم أعقبوا وصلهم صدا
( ناشناس )
* * * اى دوستان من ! هرگاه نورى بر من بتابد از جهت مغرب ، شوق و اشتياق را در