تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
* * * پلك‌ها ( كاسه چشمان ) براى او رقيب لوچى را دربرگرفته است ؛ يك چيز را دو چيز مىيابد ، اى كاش ! مرا كه مىبيند رها نمايد و در ديگرى اختيار با اوست .

1111 - محبّت لوچ

شاعر ديگرى كه لوچ بوده ، گفته است :
شكرت الهى إذ بليت بحبها * على نظر اغنى عن النظر الشزر نظرت إليها و الرقيب يخالنى * نظرت إليه فاسترحت من العذر
( ناشناس ) * * * خدا را شكر مىكنم كه گرفتار محبّت او شده‌ام ؛ زيرا ديگر هرگاه به او نگاه مىكنم دچار غضب و ناراحتى نمىشود . به او نگاه مىكنم ( چون چپ چشم هستم ) در حالى كه رقيب فكر مىكند به او نظر انداختم پس از ملامت راحت مىشوم .

1112 - شكايت

شكوت صبابتى يوما إليها * و ما ألقاه من الم الغرام فقالت أنت عندي مثل عيني * نعم صدقت و لكن في السقام
( ابن نقاده ) * * * روزى به معشوق خويش از درد و المى كه به من مىرسيد شكايت كردم . گفت : تو نزد من مانند چشمان منى ، آرى صحيح گفت ، ليكن در مرض چون اويم .

1113 - موانع علم‌آموزى

لا يدرك الحكمة من عمره * يكدح في مصلحة الأهل و لا ينال العلم إلا فتى * خال من الأفكار و الشغل لو أن لقمان الحكيم الذي * سارت به الركبان بالفضل بلى به فقر و عيال لما * فرق بين التيس و البغل
( شافعى )