هما جمال الفتى فان فقدا * ففقده للحياة أجمل به
( ناشناس )
* * * خداوند چيزى را به مرد نبخشيده است كه از عقل و ادب نكوتر باشد ، اين دو جمال مردان است كه اگر از دست بروند ، مرگ براى او زيباتر از زندگى خواهد بود .
891 - تجربه و عبرت
خطاب به « جزار » :
و مذ لزمت الحمام صرت به * خلا يداري من لا يداريه
أعرف حر الأسى و باردها * و آخذ الماء من مجاريه
( نصير حمامى )
* * * از روزى كه ملازم حمّام شدهام ، با كسانى كه مدارا نمىكردم ، مدارا مىكنم ؛ سرد و گرم زندگى را چشيدهام و فهميدهام كه آب را بايستى از سرچشمه برداشت .
892 - صبر و حوصله
پاسخ « جزار » :
حسن التأنّي مما يعين على * رزق الفتى و العقول تختلف
و العبد قد صار في جزارته * يعرف من أين تؤكل الكتف
* * * صبر و حوصله ، انسان را در طلب روزى كمك مىكند و عقول مختلف است و آن كه در قصّابى كار مىكرد ، بالاخره فهميد كه از كجاى گوشت بايستى برداشت .
893 - اميدوارى
لا تلمني مولاي في سوء حالي * عند ما قد رأيتني قصابا
كيف لا أرتضي الجزارة ما * عشت قديما و أترك الآدابا
و بها صارت الكلاب ترجيني * و بالشعر كنت أرجو الكلابا
( جزار )