* * * اى مولاى من ! اگر مرا قصّاب ملاحظه مىكنى ، بر سوء حال من ، مرا ملامت مكن ؛ چرا به قصّابى رضايت ندهم و حال آنكه مردى قديمى هستم و آداب را ترك كردهام و ازاينرو سگان بر من اميد بستهاند و من نيز با شعر گفتن چون سگان اميدوارم .
894 - گوهرى از امير المؤمنين عليه السّلام
امير مؤمنان عليه السّلام شنيد ، مردى كه دربارهء چيزى كه به وى مربوط نمىشد ، سخن مىگفت :
فرمود : اى فلان ! بدينگونه به فرشتگانى كه برنامه اعمالت همى نويسند ، املا همى كنى . « 1 »
895 - زندگى گوارا
افلاطون راست : اگر خواهى زندگيت گوارا باشد ، خشنود باش از اينكه مردم به جاى آنكه گويند خردمند است ، بگويند ديوانه است .
896 - ابو الفضل محمد شهرستانى
« ابو الفتح محمد شهرستانى » صاحب كتاب « ملل و نحل » منسوب به « شهرستان » است .
« يافعى » در تاريخ خود سه منطقه را به نام شهرستان معرفى مىكند ، يكى ميان نيشابور و خوارزم ، ديگرى روستايى اطراف نيشابور و سوم شهرى در يك ميلى اصفهان ؛ و ابو الفتح مذكور را به مكان اوّل نسبت مىدهد .
از جمله اشعار وى در كتاب « ملل و نحل » هنگام ذكر اختلاف فرق ، اين است :
لقد طفت في تلك المعاهد كلّها * ورددت طرفي بين تلك المعالم
فلم أر الا واضعا كفّ حاير * على ذقن أو قارعا سنّ نادم
* * * من در تمامى آن مسالك ( آثار گذشتگان ) سير كردهام و تمامى آن علوم را با چشم خود گشتهام ؛ به جز كسانى كه از حيرت دست به چانه زده ، يا انگشت تحير به دندان گزيدهاند ، نديدهام .
مرگ وى در تاريخ يافعى ، سال 547 ذكر شده است .
هامش
( 1 ) . مجموعهء ورّام ، ج 2 ، ص 112 .