بالهاى آن سم و ديگرى شفاست ، كه اين كار دوا را بر سم رجحان مىبخشد . « 1 »
اهل لغت در ترجمهء كلمه « امقلوه » كه در حديث آمده است ، آن را به « اغمسوه » يعنى غوطه دهيد ، ترجمه كردهاند .
834 - دعاى بخشايش
از سرور آدميان صلّى اللّه عليه و إله نقل است : هركس خواهد خداوند وى را از كارهاى زشت باز دارد و نامهء اعمالش را نشر ندارد ، پس از هر نماز ، اين دعا بخواند : « اللّهمّ إنّ مغفرتك أرجى من عملي و إنّ رحمتك ، أوسع من ذنبي . اللّهمّ إن كان ذنبي عندك عظيما فعفوك أعظم من ذنبي اللّهمّ إن لم أكن أهلا أن ترحمني فرحمتك أهل أن تبلغني و تسعني لأنّها وسعت كلّ شيء برحمتك يا أرحم الرّاحمين » « 2 » پروردگارا ! بخشايش تو اميدواركنندهتر از كار من و رحمتت وسيعتر از گناه من است . خداوندا ! اگر مرا شايستگى وصول به رحمت تو نيست ، رحمت تو كه دربرگيرندهء همهء چيزهاست ، تواند كه مرا نيز دربرگيرد . بخشندهترين بخشندگان !
835 - خمّ رنگ هو
صبغة اللّه هست خمّ رنگ هو * پيسها يك رنگ مىگردد درو
چون در آن خم افتد و گوييش : و قم * گويدت بىشك منم خم ، لا تَلُم
اين منم خم ، خود انا الحق گفتن است * رنگ آتش دارد ، امّا آهن است
چون شود آهن ز آتش سرخ رنگ * پس ، انا النّار است لافش بىدرنگ
شد ز طبع و رنگ آتش محتشم * گويدت : من آتشم ! من آتشم !
آتشم من ، گر تو را شكّ است و ظن * آزمون را دست خود برهم بزن
آتشى چه ؟ آهنى چه ؟ لب ببند ! * ريش تشبيه و مشبّه را مخند !
آتشم من ، بر تو گر شد مشتبه * روى خود يك دَم به روى من بِنِه !
اى برون از وَهم و از تخييل من * خاك بر فرق من و تمثيل من
( مثنوى معنوى - دفتر دوم )
هامش
( 1 ) . عوالى اللئالى ، ابن ابى الجمهور احسايى ، ج 1 ، ص 58 .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 84 .