* * * هم او را هنگام پيرى پرسيدند : حالت چگونه است ؟ گفت : همچنانكه بينى ، كمكم مىميرم .
* * * او را پرسيدند : كدام پادشاه برتر است ، شاه يونان يا شاه ايران ؟ گفت : آنكه بر خشم و شهوت خويش مسلّط باشد .
* * * او راست : دنيا ، گريزنده از خود را مجروح مىسازد و طالب خويش را هلاك .
* * * از اوست : حقّ نفس خويش را به دو ده ! چه اگر حق او را ايفا نكنى ، به خصومتت برخواهد خواست .
763 - پيوند با خدا
حكيمى گفته : بىشك كسى كه از مردم بگسلد و به شاهى پيوندد ، اثرش را بيند ، حال كسى كه از مردم گسلد و خدا پيوندد ، نيك روشن است .
764 - مصرّ و ناگزير
نيز گفته : ما از مردم زمانه چيزهايى به اصرار خواهيم و ايشان به ناگزير دهند ، پس نه ايشان را ثوابى و نه ما را بركتى در آن است .
765 - شادى و اندوه دنيا
نيز گفته : شادى دنيا ، در خرسندى بدان چه دارى است و اندوهش در آن است كه غم آنچه روزى تو نيست ، خورى .
766 - دست بالاى دست
حكيمى گفته : از آنجا كه چيزى كه در دست ديگرى بوده ، نصيب تو شده ، پيداست آنچه در دست توست ، نصيب ديگرى شود .