كنت بالتقصير معترفا * خائفا من خيبة الأمل
فعلى الرحمن متكلي * لا على علمي و لا عملي
( ناشناس )
* * * واى بر ذلت من و چه شرمسارم ، اگر مرگ نزديك من شده باشد ، اگر روح را به سختى بيفكنم و خواب را از چشمانم دور كنم ، باز به تقصير خويش معترفم و از نرسيدن به آرزو ، ترسان . پس به خداوند رحمان تكيه مىكنم نه بر علم خويش و نه بر عمل خويش .
759 - قفل حسرت
و بين التراقي و الترائب حسرة * مكان الشجى أعي الطبيب علاجها
إذا قلت ها قد يسرّ اللّه سوغها * أبت شقوتي و ازداد سد رتاجها
( ناشناس )
* * * ميان سينه و ناى من حسرتى جاگير شده است كه طبيب از درمان آن عاجز گشته و اگر گويم كه خداوند آن را به يسر مبدّل گرداند ، شقاوت من بر آن حسرت ، قفلى سختتر خواهد زد .
760 - شايستگى
يكى از ياران ، امير مؤمنان عليه السّلام را پرسيد : اى امير ، آيا بر گناهكاران امّت مىتوان سلام كرد ؟
پاسخ داد :
« يراه اللّه لتوحيد اهلا * و لا تراه اهلا للسلام »
* * * خداوند ايشان را براى توحيد شايسته مىداند و تو او را براى سلام كردن هم شايسته نمىدانى ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 8 ، ص 359 .