ليبلغ عذرا او يصيب رغيبة * و مبلغ نفس عذرها مثل منجح
( سروده يكى از اعراب )
* * * هركه مانند من عيالوار و محتاج باشد ، خود را در هر كارى خواهد افكند ، تا اين كه عذر او خواسته شود تا به سهمى كثير برسد و اگر عذر او نيز خواسته شود ، چنان است كه گويا به مطلب خود رسيده است .
428 - گرانمايهها
اين سخنان ، شايستهء آن است كه با كلك نور بر سيماى حور نوشته آيد :
آن كس كه نفس خويش را گرامى دارد ، درهم و دينارش را خوار شمارد .
آن كس كه راه رهروان در پيش گيرد ، از لغزش مصون ماند .
كسى كه بندهء حق است ، آزاده است .
آن كسى را كه اندكى از توجّه خود ويژهء تو كند ، تمامى سپاست را ويژهء او كن !
آن كس كه آهستگى پيشه كند ، به آنچه خواهد ، رسد .
خشمناكى ، به خوارى پوزش نيرزد .
هيچ چيز ، دانش را چون سپردن آن به اهلش حفظ نكند .
بسا عطا كه خطا بود و بسا عنايت كه جنايت محسوب شود .
اگر شمشير نباشد ، ستم بالا گيرد .
راستى اگر نقش شود ، صورت شيرى دارد و دروغ اگر نقش گردد ، صورت روباهى .
اگر آن كس كه نمىداند ، ساكت ماند ، اختلاف به پايان مىرسد .
آن كس كه امور را بسنجد ، پوشيدهها را نيز داند .
آن كس كه شنيدن كلمهاى را تاب نياورد ، كلماتى را بايد بشنود .
آن كس كه به نفس خود عيب جويد ، به پاكيش همّت كرده است .
آن كس كه به غايت خوشنودى رسيده است ، بايستى غايت ناخشنودى را منتظر باشد .
آن كس كه عزّت دنيا را با پادشاه شريك بود ، خوارى آخرت ، با او شريك است .
تهيدستى ، هوشمند را از بيان دليل خويش باز مىدارد .
بيمارى ، زندان جسم است و غم زندان روح .