تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
كذبوا إنّ الذي طلبوا * خارج من قوة البشر
( ابن ابى الحديد ) * * * اى متحيّركنندهء افكار ! انديشهء من گمراه و عمر من سپرى شد . انديشه را در تو به سفر واداشتم و به جز آزار سفر سودى عايدش نشد ؛ با حسرت بازگشت و نه دستى به تو و نه اثرى از آثار تو يافت . خير نباد آنان را كه ادعا كردند ، تو را با ديدگان مىشود شناخت . حقا كه دروغ ايشان ثابت شد كه آن‌چه در طلب او هستند ، از قدرت بشرى خارج است .

405 - از گفتار افلاطون

« افلاطون » گفته است : آسان گيريت در آميزش با مردمان ، از معايب توست . ازاين‌رو ، جز با كسان مورد اعتماد در آميزش آسان‌گير مباش .

406 - نگهبان

از كلام اوست : مردمان را نگهبان باش ، پروردگار نگهبانت خواهد بود .

407 - ارث

« افلاطون » مردى را ديد كه از پدر املاكى به ارث برده و در كوتاه مدّتى تلف كرده است ، گفت : زمين ، مردمان را همى خورد و اين جوان زمين را همى خورد .

408 - پيمانه محبّت

از كلام « سقراط » : محبّت خود را به يكباره به دوستت مگو ! زيرا به محض اندك رخوت و دگرگونى در دوستى ، تو را دشمن شود .

409 - دنيا در خوشى

از كلام « فيثاغورس » حكيم : اگر خواهى در دنيا اوقات و زندگى بر تو خوش بگذرد ، راضى باش كه ديوانه‌ات خوانند نه عاقل .