تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
نزاع خواهند كرد و چنان حق بر آنان دشوار است كه گويى به چشم مىنگرند كه آنها را به جانب مرگ مىكشند . اين شرايط بىنظير بود و خدا بر مسلمين و پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم منّت نهاد و فرشتگان را براى يارى به كمكشان فرستاد ، تا فضيلت پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بر ساير پيامبران خدا روشن گردد . على عليه السّلام يكه‌تاز اين ميدان بود و شير ژيان هم به گرد پايش نمىرسيد و چون برق جهنده و آتش سوزان ، بساطشان را در هم نورديد . اين جنگ ، هيجده ماه پس از ورود پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به مدينه روى داد و بيست و هفت سال از بهار عمر على عليه السّلام بيشتر نگذشته بود ، مشركان در سرزمين بدر حاضر شدند و اصرار تام به نبرد داشتند ، اموال بسيار و مردان جنگاور بىشمارى با خود آورده بودند ، ولى تعداد مسلمانان ، چنان كه قرآن مىفرمايد ، بسيار اندك بود : * ( وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ الله بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ) * ( 1 ) : خداوند در نبرد بدر شما را در حالى كه خوار بوديد يارى نمود . بعضى از قول على عليه السّلام نوشته‌اند ، كه مىفرمود : وقتى در جنگ بدر حاضر شديم سوارى جز مقداد بن اسود كندى نداشتيم و در شب بدر ، همگى به خواب رفته بوديم و فقط پيامبر در زير درختى ، تا طلوع صبح مشغول عبادت و بيدار بودند . در روايات نقل شده ، وقتى قريش در بدر حاضر شدند ، عتبه بن ربيعه و برادرش شيبه و فرزندش وليد را در پيشاپيش خود قرار دادند ، و عتبه فرياد زد : اى محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم همتاهاى قرشى را به نبرد ما بفرست ؟ در اين هنگام سه
هامش
( 1 ) آل عمران / 123
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 67 | الحسن بن محمد الديلمي / علي سلگي نهاوندي