هر گاه آن را به جلو مىكشيدند ، شانهاش حركت مىكرد و هر گاه آن را رها مىكردند ، شانهاش بازمىگشت ! .
7 - به امام عليه السّلام گذشتن خوارج از نهر آب را خبر دادند ، ولى امام فرمود :
سوگند به خدا عبور نكردهاند ! ، سپس اين خبر را دو و سه بار به عرض امام رساندند ، و امام عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند هرگز عبور نكردهاند و نخواهند كرد ، تا به تعداد اين نىها از آنها كشته شود ، ( 1 ) « جندب بن عبد الله ازدى » گفت :
سوگند به خدا اگر از آن آب گذشته باشند ( و خبر امام عليه السّلام درست نباشد ) نخستين كسى خواهم بود كه با او مىجنگم ، وقتى به خوارج رسيدند ، مشاهده شد كه از آب عبور نكردهاند ، حضرت به او فرمود : اى برادر ازدى ، آيا حقيقت برايت روشن شد ؟ راوى گفت : وقتى خوارج كشته شدند ، نىها را بريدند و روى هر كشته يك ساقه نى گذاشتيم ، ديديم درست به تعداد نيها كشته شدهاند ! ! 8 - امام نيمه شبى همراه با كميل از مسجد خارج و به سمت منزل مىرفت ، و كميل از محرمان اسرار و از بهترين دوستان امام بود ، در راه به در خانهاى رسيدند كه صاحب آن در دل شب قرآن تلاوت مىكرد و با صدايى حزين به اين آيه رسيد :
* ( أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً يَحْذَرُ الآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّه قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الأَلْبابِ ) * ( 2 )
هامش
( 1 ) و اللَّه ما عبروا و ما يعبرون حتّى يقتل منهم بعدد هذه الاجمه .
( 2 ) زمر / 9 .