هارون الرشيد ، از اسب پياده شد و آب خواست و وضو گرفت و همان جا نماز گذارد و گريه و ناله مىكرد و خود را به آن تربت پاك مىماليد ، و بعد دستور داد : چهار طاقى روى آن ساختند ، كه تا زمان « عضد الدوله » باقى بود ولى او يك سال با لشكريانش در آنجا مقام كرد و از هر طرف معمارها و اهل فن را گرد آورد و آن چهار طاقى را خراب و عمارت با شكوهى بر آن بنا كرد كه آن ساختمان تا پيش از همين ساختمان فعلى باقى بود .
دلائل وجود قبر على عليه السّلام در نجف اشرف
دلايل زيادى بر آن داريم كه قبر شريف در همين جا است :
اول : تواتر اخبار ائمهء اثنا عشر عليهم السّلام يكى پس از ديگرى .
دوم : اجماع شيعه سوم : معجزات و كراماتى كه در آنجا ديده شده است .
از جمله همان كيفيّت ظهور قبر در زمان هارون الرشيد و ديگر بيمارانى كه شفا گرفتند و زائرانى ديدهاند كه شيرهاى درنده به پابوسى امام عليه السّلام شرفياب شدهاند .
1 - ديگر اينكه : از « كمال الدين غياث قمى » روايت است كه گفت : براى زيارت به حرم شريف رفته بودم و در هنگام برخاستن ، لباسم به ميخى از ضريح مقدس ، گير كرد و آن را پاره نمود ، و خطاب به امام عليه السّلام گفتم : عوض اين كار را از شما مىخواهم ؟
در كنارم مردى نشسته بود و مرا به استهزاء گرفت و گفت : هم قبا و هم رداء به تو مىدهد ؟ ! .
سپس به حلَّه رفتيم ، ديدم خادم « ابن قشم » بيرون آمد و گفت : ابن قشم كمال الدين قمى را احضار كرده ، من جلو رفتم ، دستم را گرفت و به خزانه برد و